چگونه ترديد مىآورند ؟ علاوه بر اين ، شاهد ديگرى نيز بر صدق و راستى اين روايت وجود دارد و آن وجود اين صفات و اوصاف معروف در تورات و انجيل حتّى پس از تحريف آنهاست . اگر در اين ميان اهل كتاب پارهاى از آنچه را بدان يادآور شده بودند ، از ياد بردند و پارهء ديگر را نيز تباه كردند ، امّا بشارتهاى آمدن رسول موعود و به رغم منكران افزون و برترى طلب ، خودنمايى مىكند و بدينترتيب ، هيچ مجالى براى ترديد باقى نمىماند .
در ادامهء بررسى اين حديث تنها اين نكته باقى مىماند كه بحيرى ابو طالب را از يهوديان بر حذر مىدارد و بيم مىدهد با آنكه در برخى از روايات چنين آمده است كه وى با يادآورى اينكه روميان او را آزار مىدهند ، ابو طالب را از اين مردم بيم داد و اين ممكن است نشان دهندهء نوعى تناقض و چندگانگى در روايات مربوط به اين ماجرا باشد . امّا پاسخ ما آن است كه ترساندن ابو طالب از هر دوى اينها از سوى آن راهب جايز و ممكن است زيرا ، روميان به فرقهء مسيحى نسطورى گرايش داشتند كه در مقابل اعراب و حتّى هر مذهب دينى جز مذهب خود عميقا كينه مىورزيدند و به همين سبب دشمنى و عداوت فراوانى ميان آنان و يعقوبيان مصر حكمفرما بود و اين دو فرقه با همديگر روابطى به سان روابط يهوديان با مسيحيان بلكه روابطى تيرهتر از آن داشتند . حتّى هنگامى كه عقيدهء اين دو طايفه قدرى به همديگر نزديكتر شد ، دشمنى ميان آنان شديدتر از گذشته ادامه يافت ؛ چه ، هر يك با اصرار در پى آن بود تا ديگرى را در درون خود هضم كند .
امّا يهوديان ، هر چند گروهى كه در جزيرة العرب و در يثرب سكونت داشتند با تهديد مشركان به آمدن پيامبرى كه زمانش فرا رسيده است خود را بر آنان پيروز مىخواندند ، ولى خوش نداشتند كه اين پيامبر موعود از فرزندان اسماعيل باشد ، زيرا حسد آن قوم آنان را در وضعيّتى قرار مىداد كه بر ايشان سنگين بود پيامبرى از غير فرزندان اسحاق مبعوث شود .
مهر پيامبرى كه در پشت رسول خدا ( ص ) قرار داشت ، يك برآمدگى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 257
مساهمون: حسين صابري
ص٢٥٧