شد تا وى جدّيّت و تلاش براى كسب رزق و روزى - بىآنكه به كسى جز خدا اعتماد شود - را بياموزد و تجربه كند و بدينسان ، او دستاوردهاى مثبت يتيمى را در اختيار گرفت و آثار سوء آن به وى نرسيد .
اين حقيقت آنجا روشن مىشود كه توجّه كنيم پيامبر پيش از اين در پى اتّكاى به خود بود . ديديم كه او حتّى آن زمان كه هنوز كودكى بيش نبود ، به چراندن گوسفندان همت گماشت و اكنون نيز كه دوران خردسالى را به سوى نوجوانى پشت سر مىنهاد ، به حرفهء اشراف مكّه يعنى تجارت روى آورد . البتّه تاريخ يادآور نشده كه وى از چه زمانى به تجارت روى آورد . امّا نشانههاى موجود اين انديشه را براى ما ايجاد مىكند كه وى اين كار را از سنينى پايين شروع فرموده است .
اينكه در سطور قبل گفتيم هدف رسول خدا ( ص ) از شركت در اين سفر تجربه كردن و آشنايى با تجارت بود به دو دليل است :
اوّلا - او تمايل شديدى به آن داشت كه در كاروانى تجارى به سفر رود . از ديگر سوى ، نمىتوان چنين فرض كرد كه او تنها براى بهرهورى از تفريحات و خوشيهاى سفر تقاضاى آن را داشته است ؛ چه ، او خردسالى پرتلاش و جدّى بود ، نه از كسانى كه دل در پى لذّت جويى دارند .
ثانيا - او نمىتوانست به ثروت هيچكس متّكى شود . زيرا سرپرست او ابو طالب خود مردى فقير و كم بضاعت بود .
محمّد در لباس يك تاجر
98 - محمّد ( ص ) از هنگام رسيدن به سنّ بلوغ به تجارت روى آورد . در منابع تاريخى چنين ثبت شده است كه او به همراه يك يا چند نفر شريك به اين كار اقدام مىفرمود ، از جمله در تاريخ آمده كه وى شريكى به نام سائب بن ابى سائب داشت كه از شركت داشتن با او خشنود بود و در او روحيّاتى مىديد كه با اخلاق وى سازگارى داشت ، هر چند به تعالى و والايى آن نمىرسيد . وى همچنين در