تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
يكى از اين دو بدين‌ترتيب بود كه وى در حالى كه به همراه يكى از پسران قريش به چراندن گوسفندان مشغول بود ، به دوستش گفت : « تو مراقب گوسفندان باش تا من به مكّه روم و باز گردم » . آن شب در مكّه مجلس عروسيى برپا بود كه در آن لهو و طربى در كار بود . محمّد روانهء مكّه شد و چون به نزديك آن خانه رسيد كه مىخواست در مجلسى كه آنجا بود حضور يابد ، خواب او را فرا گرفت و وى به خواب رفت تا صبح روز بعد كه آفتاب بر او تابيد و اين مصونيتى بود كه از جانب خداوند به وى ارزانى داشته شد . بار دوّم نيز ماجرايى مشابه به اين بود كه وى چون بار نخست به خواب رفت . در اين دو نمونه شاهد آنيم كه چگونه خداوند او را از فرو غلتيدن در خواسته‌هاى نفسانى حفظ مىكند . خداوند در گام نخست هدايت او راه گناه را بر او بست و اين نه به سبب مجاهدتى نفسى از سوى او بود ؛ چه اينكه ، سنّ او به وى اجازه و توان مجاهدت نفس را نمىداد . بلكه اين بسته شدن راه گناه بر او به وسيلهء كارى خارج از ارادهء او يعنى خوابى سنگين صورت پذيرفت و اين خود نعمتى براى او بود . اين خواب همچنان استمرار و ادامه يافت تا آنگاه كه ارادهء او قوّت گرفت و عزمى استوار پيدا كرد كه مىتوانست او را از گناه باز دارد . اين در حالى است كه به مقتضاى نظام انديشهء بشر ، اگر خداوند او را به وسيلهء خوابى كه بر او غالب ساخت ، او را از گناه مصون نمىداشت ، چه بسا او در پى خواستهء دل روانه مىشد و بدين طريق شهوات بر او غلبه مىكرد . امّا عصمت خداوندى در اوّلين قدم و نخستين اقدام مانع او شد و اين در حالى است كه « صبر و پايدارى در نخستين ناكامى مهم است » ، آنگونه كه آن حضرت خود ، پس از آنكه مبعوث به رسالت گشت ، چنين فرمود « 2 » .
هامش
( 2 ) - البتّه در تحليل اين بحث نبايد عصمت خدشه ناپذيرى را كه شيعه براى پيامبر ( ص ) و ائمه ( ع ) قائل است و به مقتضاى آن انديشه هر گناهى در هر مقطعى از سنّ آن بزرگواران امرى نامتصوّر است ، از نظر دور داشت . م .