او كه هنوز كودكى بيش نبود اجرت و مزدى داشت ؛ چه ، يكى بازى بود و اجرت آن نيز بهره بردن از همين بازى و سرگرمى حلال و مفيد .
ثابت شده است كه او در مكّه در زمانى كه نوجوانى بالنده و توانا شده بود ، چوپانى كرد ، امّا او اين بار براى بازى و سرگرمى به اين كار نپرداخت ، بلكه براى آن دست به اين كار زد كه در آمد حلالى به چنگ آورد و روزى پاك و پاكيزهاى بخورد .
در كتب صحاح آمده است كه او در مكّه به صورت « دانگى » گوسفند مىچراند و اين « دانگها » را از صاحبان گوسفندها مىستاند . به نظر مىرسد اين « دانگها » سهميّهء معيّنى از شير گوسفندان بود كه به وى تعلّق مىگرفت . او آنان را به چرا مىبرد و در مقابل آن سهميّهء مشخّصى از شير از آن او مىشد . شايد وى اين شير را به مصرف خود و فرزندان ابو طالب مىرسانده ، يا از آن مىخورده و صدقه نيز مىكرده و بدينترتيب به دو نيكى دست مىيافت : نيكى روى پاى خود ايستادن و نيكى صدقه دادن و يا حق خويشاوندى را ادا كردن .
چنين بر مىآيد كه چوپانى يكى از تربيتهاى الهى براى پيامبران بوده ؛ چرا كه ، آنان را به رفق و مدارا ، توجّه به ضعيفان ، به نيكى از پيش بردن گريختگان و كنار هم آوردن آنان و نزديك ساختن آنها به گلهء خود آموخته مىساخت و عادت مىداد .
آنگونه كه ابن اسحاق به سند خود آورده ، رسول اكرم ( ص ) فرموده است :
« هيچ پيامبرى نيست مگر آنكه گوسفند چرانيده است » . گفته شد : « حتّى شما اى رسول خدا ! » پس پيامبر رحمت فرمود : « و من نيز » .
در برخى از اخبار نيز چنين روايت شده است كه پيامبر ( ص ) فرمود : « موسى در حالى مبعوث شد كه چوپان بود . داوود نيز در حالى برانگيخته شد كه چوپان بود . من نيز در حالى به پيامبرى مبعوث شدهام كه زمانى چوپان بودهام » .
در الروض الانف در تعليل اين مسأله چنين آمده است :
« خداوند بدان سبب اين كار را در ميان پيامبران قرار داد تا زمينهاى براى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 246
مساهمون: حسين صابري
ص٢٤٦