تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
بدين خاطر ابو طالب به محمّد ( ص ) مىگفت : « تو به حقيقت مايه نيكى و بركتى » . اين خلاصه‌اى است كه ابن اسحاق در سيرهء خود آن را مىآورد « 31 » . من دلايلى در اختيار ندارم كه بتوان اين اظهارات را نقض كرد ؛ چرا كه اين قدرت خداست كه همه چيز را شامل است و اگر خداوند رسول خدا را به چنين بركتى برگزيده ، اين نيز يكى از نشانه‌هاى نبوّت اوست كه از اين پيش نمونه‌هاى خارق العادهء ديگرى از اين قبيل بر دست او جارى شده بود ، بسيار آشكارتر ، روشنتر و پر مفهومتر . چه ، نورى كه به هنگام ولادت او درخشيد ، شكست برداشتن ايوان كسرى ، شكستن كنگره‌هاى آن ، خاموش شدن آتشكدهء فارس ، بركتى كه با قدوم او بر حليمه و خاندانش نازل شد همه و همه امور خارق العاده‌اى به شمار مىروند كه مورد حاضر در شهادت بر نبوّت او در آينده از همه گويايى كمترى دارد . در مقابل اظهارات ابن اسحاق ، از حسن بن عرفه كلامى آمده كه ظاهرا نشان دهندهء نوعى تعارض با آن مىباشد . او از ابن عباس چنين روايت كرده است كه گفت : « ابو طالب ، سفره كودكان را نزد ايشان قرار مىداد و آنان مىنشستند و غذاها را از همديگر مىربودند . امّا رسول خدا ( ص ) همراه با آنان نمىخورد و چون عمويش اين حالت را مشاهده كرد ، سهم طعام او را جدا ساخت » . اين روايت ممكن است نوعى تعارض را نشان دهد . امّا با دقّت و تفحّص در اين دو روايت روشن مىشود كه هيچ تعارضى در بين نيست . زيرا از روايت اوّل چنين بر مىآيد كه سير شدن كودكان و اضافه آمدن غذا در هنگامى بود كه رسول خدا در ميان آنان و بر سر سفرهء آنها مىنشست . معنى اين حديث آن نيست كه او همانند آنها غذا را از ايشان در ربايد . تنها مفهوم اين حديث با حديث اخير آن است
هامش
( 31 ) - ر . ك . البداية و النهاية . ج 2 . ص 282 .