تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
در اين سنّ جد و حامى رسول خدا ( ص ) در گذشت ، امّا در حالى كه او با مرگ دست و پنجه نرم مىكرد ، عطف توجّه او به اين بزرگ از ميان نرفت ، بلكه همچنان با حقيقت استمرار يافت و به همين دليل هنگامى كه احساس كرد كه مرگش نزديك است ، ابو طالب را به نگهدارى و مراقبت از پيامبر ( ص ) وصيّت كرد . او به آن جهت وى را به اين وصيّت برگزيد كه او در ميان قريش بر جاى عبد المطّلب مىنشست و علاوه بر اين ، وى بيش از ديگر فرزندان عبد المطّلب به آن حضرت نزديك بود ؛ چه ، او و عبد اللّه هر دو از يك مادر يعنى از فاطمه دختر عمرو بن عائذ از بنى مخزوم بودند . ابو طالب نيز حقّ اين وصيّت را ادا كرد . وى آن‌گونه كه بايد ، پيامبر را مورد مراقبت قرار مىداد و تا سر حدّ امكان در همه آمد و شدها او را با خود مىبرد و پيوسته با او همراه بود ؛ چرا كه ، او اينك كم‌كم عادات جوانان را پيدا مىكرد و در اين مرحله از زندگى هيچ چيز بيش از همراهى آميخته با نصيحت و راهنمايى نياز او را برآورده نمىساخت . به همين دليل و به دليل محبّت شديد به او ، ابو طالب پيوسته با او همراهى مىكرد ، او را به محبّتى كه حتّى به فرزندان خود نداشت اختصاص مىداد ، جز در كنار او نمىخوابيد و بركت و ميمنتى را در او مشاهده مىكرد كه تا آن زمان نديده بود . مثل ابو طالب به سان مثل حليمهء سعديّه و فرزندانش بود ، آنجا كه چون پيامبر در ميان آنان قرار گرفت ، پس از دوران گرسنگى سير شدند و پستان خشكيدهء شترشان دوباره شيرى گوارا نثارشان ساخت . ابو طالب تا حدّى در بحران مادّى به سر مىبرد . عائلهء او به هنگام غذا خوردن كاملا سير نمىشدند ، ولى زمانى كه محمّد به همراه آنان غذا مىخورد سير مىشدند . به همين سبب نيز هر زمان ابو طالب مىخواست به آنان غذا بدهد ، به ايشان مىگفت : « همانگونه كه بوديد باشيد تا فرزندم محمّد بيايد » . چون او مىآمد ، به همراه وى به غذا خوردن مشغول مىشدند و مشاهده مىكردند كه غذاى موجود از آنان زيادت مىكرد و چون با آنان نبود ، سير نمىشدند و
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 242 | حسين صابري / محمد أبو زهرة