تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
ابو فحص عمر بن شاهين به اسناد خاص خود از عايشه چنين روايت آورده‌اند كه گفت : « رسول خدا حجّة الوداع را براى ما به جا آورد و در راه حج از قبر آمنه گذشت در حالى كه غمگين و حزين بود و من نيز در پى گريهء او گريستم » . او سپس در اينجا فرود آمد و به من گفت : « اى حميراء اندكى درنگ كن » پس من به ديوار خانه‌اى كه براى نگهدارى شتران در آن‌جا بود تكيه دادم . او مدّتى از من دور ماند و پس از آن در حالى كه شادان و متبسّم بود به سوى من بازگشت . من به او عرض داشتم : « اى رسول خدا ( ص ) پدر و مادرم به فدايت ، در حالى از نزد من دور شدى كه غمگين و حزين بودى و من نيز بر گريهء تو گريستم امّا اينك در حالى بازگشته‌اى كه تبسّمى بر لب دارى . اى رسول خدا ، اين از چه روست ؟ » فرمود : « به زيارت قبر مادرم آمنه رفتم و آنجا از خداوند خواستم او را زنده سازد . خدا نيز او را زنده كرد و وى به من ايمان آورد » . دربارهء دوباره زنده شدن پدر و مادر رسول خدا ( ص ) روايت ديگرى نيز به همين مضمون آمده كه تنى چند از راويان مجهول در سلسله سند آن روايت وجود دارند . ما بر اين عقيده‌ايم كه در اين گونه اخبار ، تواتر اسناد ثابت نشده است تا بدان يقين كنيم ، امّا با اين وجود همان سخنى را ابراز مىداريم كه صاحب الروض الانف مىگويد : « خداوند بر هرچيزى تواناست و رحمت و قدرت او از هيچ امرى فرو نمىماند . از سوى ديگر ، پيامبر او نيز شايستهء آن است كه خداوند او را به آنچه از فضل خود مىخواهد اختصاص دهد هر چه از كرامت خويش مىخواهد به وى ارزانى دارد » . ابن كثير در اين باب روايات فراوانى آورده و متذكّر شده كه اين روايات دچار غربت در مضمون و يا در سند است . وى همچنين خبرى را كه ما از عايشه نقل كرديم بدين‌ترتيب يادآور شده و در ذيل آن به اظهار نظر پرداخته است : « روايت شده است كه رسول خدا ( ص ) از پروردگار خويش خواست پدر