مردى است كه آنگاه كه آن زن بر راهش قرار مىگيرد و مىگويد كه « آمادهام » به وى چنين پاسخ مىدهد كه مرگ از ارتكاب حرام آسانتر است . چگونه و چرا چنين كسى مجازات شود و عذاب بيند ، حال آنكه دعوت رسولى به او نرسيده ، هيچ رسالتى وجود نداشت و پيامبر ( ص ) نيز هنوز مبعوث نشده بود و از ديگر سوى خداوند هرگونه عذابى را تا زمانى كه رسولى نفرستاده منتفى اعلام فرموده است .
آمنه نيز همان مادر پر مهر و صبورى است كه حرمان از شوهر را ديد و بردبارى ورزيد ، فرزندش را در فقر و يتيمى يافت و صبر كرد و با شكيبايى و خشنودى رسول خدا ( ص ) را به ديدار دايىزادگانش در يثرب برد . اينك آيا عاقلى مىتواند چنين تصوّر كند كه چنين زنى به دوزخ در افكنده شود ، آن هم بىآنكه رسالتى الهى در آن زمان در كار باشد كه او را هدايت كند و دعوتى به يگانهپرستى وجود داشته باشد كه او را سمت و سو دهد .
من دچار شگفتى شدم ، نه فقط به سبب محبّتى كه به پيامبر مصطفى آن محبوب خلق خدا دارم - هر چند كه اين محبّت خود بتنهايى مىتواند در پديد آمدن چنين حالتى بسنده كند - بلكه بدان سبب كه داستان صبر و پايدارى آمنه مرا به حالتى رساند كه ديگر نمىتوانم تصوّر كنم آن صبور - كه در همه چيز جز آنكه فرشتگان با وى همسخن نشدند همتا و همسان مريم بتول است - در عذاب دوزخ قرار گيرد .
88 - چنين بر مىآيد كه پيامبر ( ص ) هر گاه كه بر مزار مادرش مىگذشت ، اشك از ديدگانش سرازير مىگشت و اين هيچ عيب نيست . چه ، آن بزرگ خود مىفرمايد : « گريه از خداى رحمان و شيون از وسوسهء شيطان است » .
راويان آوردهاند كه او چون از ابواء گذر كرد ، گريست و آنان كه با او بودند نيز به ياد مادر آن حضرت گريستند .
قرطبى در تذكره مىگويد :
« ابو بكر خطيب در كتاب السابق و اللاحق و الناسخ و المنسوخ و نيز
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: حسين صابري
ص٢٣٥