حديث بريده چنين آمده كه چون آن حضرت خواست براى مادرش آمرزش طلبد ، جبرئيل بر سينهء او زد و گفت : « براى آنكه مشرك بوده است استغفار مكن » . پس رسول خدا غمناك بازگشت . در حديث ديگرى عبارتى وجود دارد كه صحّت اين حديث را تقويت مىكند و آن اين كه مردى از رسول خدا ( ص ) پرسيد كه « پدرم كجاست ؟ » پس فرمود : « در آتش » . چون آن مرد پشت كرد ، پيامبر ( ص ) فرمود :
« پدر من و پدر تو هر دو در آتشند » .
البتّه ما را چنان حقى نيست كه چنين سخنى دربارهء پدر و مادر آن حضرت بر زبان آوريم ؛ چه آنكه فرمود : « زندگان را به وسيله بدگويى از مردگان آزار مدهيد » . اين نيز كه آن حضرت چنين سخنى دربارهء پدر خود اظهار داشتند بدان دليل بود كه وى در دل آن مرد سؤال و ترديدى را مىديد و حتّى در روايتى گفته شده است كه آن مرد پرسيد : « پدر تو كجاست ؟ » و در اين هنگام بود كه آن حضرت چنان فرمود :
معمر بن راشد نيز اين ماجرا را با عبارتى متفاوت با عبارت اين روايت ، نقل كرده و البتّه در آن جا اين جمله را نياورده است كه آن حضرت فرمود : « پدر من و پدر تو هر دو در آتشند » .
بىترديد روايات فوق كه مدّعى است پدر آن حضرت در آتش قرار دارد ، آنگونه كه از لحاظ سند روايتى غريب مىباشد ، از نظر مضمون و محتوى نيز غريب است . زيرا خداوند در قرآن كريم مىفرمايد : « ما هيچگاه امتى را عذاب نكرديم مگر آن هنگام كه رسولى را مبعوث نماييم » « 25 » . از ديگر سوى اين در حالى است كه پدر و مادر رسول خدا ( ص ) در دوران نبود پيامبران مىزيستند ، پس چگونه مىتوان آنان را معذّب دانست ؟ اگر چنين بگوييم ، اين مخالف حقايقى دينى خواهد بود ؛ چه اين كه ، يكى از اين دو اساسا قبل از به دنيا آمدن
هامش
( 25 ) - اسراء / 51 .