داده بود كه در همان آغاز ازدواج او را از دست داد . اگر از اين پيش رسول خدا ( ص ) پدر خود را از دست داد ، امّا آن فقدان در زمانى بود كه او هنوز در پردهء غيب نهفتهء الهى قرار داشت و جدّش عبد المطّلب نيز ، پس از آنكه او ولادت يافت ، محبّت پدر را براى او جبران كرد و او بدينترتيب ، درد اين فقدان را حس نكرد ، زيرا از آن اطّلاعى نداشت و ديده به جهانى بدون حضور پدر گشوده بود . امّا اين بار وى زمانى مادر را از دست داد كه كاملا آگاه بود و شيرينى محبّت مادر را نيز حس كرده بود . اينجا ديگر هيچ چيز نمىتوانست عطوفت آن مادر پر مهر را جايگزين شود و اين ، حرمان از نعمتى بود كه قبلا وجود آن را درك كرده بود .
بدينترتيب ، سوز غم بر جان اين بزرگ عارض شد و در حالى كه هنوز نهالى نو پا بود آموختهء صبر و بردبارى گشت . اين سوز غم پيوسته فزونى يافت و صبر نيز چنان . مرگ به شيون در آمد در حالى كه اين مادر و فرزند غريب بودند و هيچ مونسى نداشتند مگر صحرايى سوزان ، راهى پر نشيب و فراز و مسافتى طولانى كه بايد پشتسر گذاشته مىشد . اين گونه ، درد غربت ، درد فقدان و درد جدايى ، همه در كنار هم قرار گرفت . امّا با همهء اينها كاروان رسول خدا با عنايت خاص خداوند به پيش رفت و اين نيز بدان خاطر بود كه پيامبر در كنار صبر و تحمّل درد و غم عنايت خداوند و لطف پر دامنهء او را نيز تجربه كند و از اين همه ، توشهاى روحى برگيرد كه در هنگام رويارويى با شدائد و سختيها در راه دعوت به حق و نبرد عليه شرك و رويارويى با همهء مشركان و همدستى آنان عليه او و در هنگامى كه او را در معرض آزار خود قرار مىدهند و لو در پى احساس ضعف به درگاه خداوند التجا مىآورد ، اين توشه را يادآور گردد .
پس از اين فقدان بزرگ آنكه جانشين مادر شد و رسول خدا را در دامن گرفت ، كنيزى حبشى بود . او هر چند مهر و محبّت مادر و توجّهى كه موجب سرافرازى است نداشت ، امّا او را در حمايت و حفاظت خود قرار داد .
ارتباط يافتن زندگى رسول خدا ( ص ) با كنيزى حبشى زاد و توشهاى انسانى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: حسين صابري
ص٢٣١