خاندانى كه جدّ عبد اللّه ، هاشم از آنان همسر گرفته ، با سلمى دختر زيد بن عمرو كه از ثروتمندان و شرافتمندان مدينه بود و نسبش به عدى كه از طايفهء بنى نجّار است مىرسيد ازدواج كرده بود .
اين دو هدف با سفر آمنه به مدينه برآورده مىشد . البته شايد در اين ميان انگيزهاى ديگر نيز وجود داشت و آن اين كه ، او از هواى مرض آلود و وباى موجود در مكّه بر فرزند دلبندش بيمناك بود و مىخواست او را از آن جوّ آكنده از شلوغى و از آن شهر پر جمعيّت خارج كند . به همين دليل ، پيش از اين حليمه هر از چند گاهى او را با خود به صحرا مىبرد تا در آنجا جسم رسول خدا از آلودگيهاى مكّهء شلوغ پاك و پيراسته شود ، از هواى سالم بيابان كه جسم و جان او را طراوتى ديگر مىبخشد برخوردار شود ، ارادهاش بالندهتر گردد ، در بيابان در تماسى مستقيم با طبيعت و مظاهر آفرينش قرار گيرد و هيچ پردهاى ميان او و آن مظاهر فاصله نيفكند و هيچ درى و گذرگاهى راه وصول به حقايق هستى را بر او نبندد ، بلكه پيوسته با آسمان و رنگ لاجوردى آن ، ستارگان و درخشش آنها و ماه و روشنايى آن در تماس باشد ، خورشيد آن چراغ عالم و ماه آن پرتوافكن بر هستى را بىآنكه پردهاى يا مانعى برايش در ميان باشد به ديدهء خويش ببيند ، خورشيد را به هنگام طلوع درخشش در ميانهء روز ، به هنگام زردى آفتاب و به هنگام غروب مشاهده كند و روشنايى ماه در ساعات پس از غروب را بنگرد ، آن هنگام كه پرتو مىافكند ، نور تاريكى را مىشكافد ، سيماى نورانى ماه درخشندهتر مىگردد ، نغمهء موسيقايى خوش را الهام مىدهد و در روشنايى آن آنان كه زيبايى منظرش و دلالتش بر آفرينندهاى آگاه را دريافتهاند ، گرد هم مىنشينند .
به هر حال ، مادر رسول خدا ( ص ) او را با خود به سفر برد تا قبر پدر را زيارت و با دايىزادگان خود ديدار كند و نيز اين مادر توانسته باشد او را از شلوغيهاى مكّه و موانع موجود در آن برهاند ، با آنكه اين سرزمين براى او ،
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 228
مساهمون: حسين صابري
ص٢٢٨