تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
- در صفحات قبل به خبرى كه ابن اسحاق دربارهء سبب عودت رسول خدا ( ص ) از سوى حليمه در دوّمين يا سوّمين ماهى كه از تحويل گرفتن مجدّد او مىگذشت اشاره كرديم و اينك متن اظهارات او را كه يكى ديگر از اسباب نگرانى حليمه و در نتيجه انصراف او از نگه داشتن پيامبر ( ص ) در نزد خود را بيان مىكند مىآوريم : « يكى از اهل علم برايم چنين روايت كرد : يكى از عواملى كه مادر رضاعى پيامبر حليمهء سعديّه را به باز گرداندن وى به مادرش واداشت ، علاوه بر آنچه قبلا گفته‌ام ، آن است كه گروهى از مسيحيان حبشه كه در مكّه بودند پس از پايان دوران شير خوارگى وى و هنگامى كه حليمه او را به نزد مادرش مىبرد ، او را ديدند و دربارهء او پرسش كردند و او را وارسى نمودند و پس به حليمه گفتند : « ما اين كودك را مىگيريم و وى را به حضور پادشاه و به سرزمين خود مىبريم كه اين ، نوباوه‌اى است كه ماجرايى عظيم براى او رخ خواهد داد و ما از فرجام او آگاهيم » . ابن اسحاق در ادامه مىگويد : « به ادّعاى آن‌كه برايم اين ماجرا را روايت كرده بود ، تقريبا حليمه از اين گروه راحتى نيافت و آنان دست از او نكشيدند مگر زمانى كه حليمه اين كودك را نزد مادرش روانه كرد » .

سفر آمنه به يثرب

85 - آمنه در حالى كه هنوز اندكى از بيست سالگى فراتر نرفته ، الگويى از يك زن كامل بود . او بدين وصف بر آن شد تا به همراه فرزند خود و امّ ايمن دايهء رسول خدا پس از مادرش روانهء يثرب شود . اين تصميم به دو جهت اتّخاذ شد : نخست آن‌كه ، به همراه فرزندش به زيارت قبر پدر او برود كه اين خود ، مصداق والاترين و زيباترين وفادارى به شمار مىرفت و آمنه به وى بسيار علاقه‌مند بود گويا او همسر خويش را امانتى مىديد كه خداوند به وديعت به او سپرده بود . ديگر آن‌كه ، با نزديكان و خويشان عبد اللّه يعنى بنى نجّار آشنا شود ، همان