تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
ابن اسحاق همچنين از حسان بن ثابت روايت مىكند كه گفت : « من خردسال و هفت يا هشت ساله بودم و آنچه را مىديدم يا مىشنيدم درك مىكردم كه روزى در يثرب مردى يهودى را ديدم كه فرياد مىزند : « اى جماعت يهوديان ! » . در پى فرياد او مردم در پيرامون او گرد آمدند و در حالى كه من نيز مىشنيدم ، به او گفتند : « چه خبر است تو را چه مىشود ؟ » او در پاسخ اظهار داشت : « ستارهء احمد طلوع كرده و امشب متولّد مىشود » . حسان بن ثابت همانگونه كه در اين روايت مدّعى شده هفت سال قبل از ولادت رسول خدا ( ص ) متولّد شده است . زيرا در هنگام هجرت پيامبر ( ص ) به مدينه آن حضرت 53 سال سن داشت و حسان 60 ساله بود . اخبار و روايات مختلف از منابع گوناگون در اين زمينه روايت شده است كه يهوديان مىدانستند كه در آستانهء ولادت رسول خدا ( ص ) هستند . ما نيز بر اين عقيده‌ايم كه يهوديان اطّلاعاتى از تورات در دست داشتند كه اين امكان را به آنان مىداد تا از اين حقيقت كه رسولى از ميان اعراب مبعوث خواهد شد ، آگاهى داشته باشند . يهوديان به همين دليل ، به اميد آمدن آن پيامبر و پيروى از او خود را بر مشركانى كه در كنار آنان مىزيستند پيروز مىخواندند . د - مخزوم بن هانى مخزومى مىگويد : « ايوان كسرى در شب ميلاد رسول خدا ( ص ) لرزيد و چهارده غرفه از آن فرو ريخت . همچنين آتش آتشكده‌هاى ايرانيان كه از هزار سال قبل خاموش نشده بود ، در اين شب خاموش گشت . يكى از رجال كسرى نيز چنين خواب ديد كه شترانى سركش در حالى كه اسبهايى عربى را در پى مىكشند ، دجله و فرات را كه در سرزمين ايران قرار داشت در نورديده‌اند . هنگامى كه وى خواب خود را به اطّلاع كسرى رساند ، اين خواب او را نگران ساخت . او با آن‌كه بردبارى خود را از دست داده بود ، چنين وانمود كرد كه نگران و آشفته نيست بلكه پايدار و صبور است . وى همچنين بزرگان دولت را گرد
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 208 | حسين صابري / محمد أبو زهرة