پيوند داده ؛ چرا كه ، او علّام الغيوب است و تقدير او تقدير خدايى عليم و خبير .
بنابراين ، اگر خداوند كرامت و بزرگى را براى حضرت محمّد ( ص ) تقدير و ارادهء آن كرد كه كسانى از طريق رؤياهاى خود از كرامت او كه منادى حق خواهد بود . آگاهى يابند ، اين تنها امر معقول و هر چه جز آن ، نامعقول و مردود است .
زيرا با آنچه خداوند براى انسان تقدير كرده مخالفت دارد .
77 - براى هيچ خردمندى روا نيست به مجرّد اينكه چنين رخدادهايى با رويه و روش عادات انسانها و با آنچه مردم دربارهء هر نوزادى بدان خو گرفتهاند ، چنين اظهار بدارد كه اينها همه توهّماتى است كه بر انديشهء انسان چيره شده ، خيالهايى است كه ذهن آنها را پرورانده و گمانهايى است كه بر تصوّر انسان عارض گشته است . بطلان چنين سخنى بدان جهت است كه اين مولود همانند ديگر مولودها نيست .
البتّه ما صدق و راستى اين رخدادها را ترجيح مىدهيم ، هر چند مردم را ملزم به پذيرش آن نمىدانيم ؛ چرا كه اين در ايمان دخالتى ندارد كه ايمان داشته باشيم مثلا ايوان كسرى لرزيد و شكافت ، آتش خاموش شد و جهان در هنگام تشرّف يافتن به وجود رسول خدا ( ص ) روشن گشت . زيرا اين امور از حقايقى نيست كه رسول خدا ( ص ) مردم را به ايمان به آن فرا خواند و از سوى ديگر ، آنچه ايمان داشتن به آن لازم مىباشد ، تنها همان امورى است كه پيامبر ( ص ) مردم را به آن فرا خوانده ، از جانب خداوند از آن سخن گفته ، امورى كه قرآن از آن مىگويد و بالاخره امورى كه اديان الهى به آن حكم مىكند .
اگر ما به آنچه در انجيلهاى موجود دربارهء ميلاد مسيح و رخدادهاى همزمان با آن وجود دارد و به آنچه به حكم اين اناجيل مسيحيان معتقد به اين كتاب به آن ملزم داشته شدهاند نظرى بيفكنيم ، خواهيم ديد آنچه در سيرهء رسول خدا دربارهء حوادث همزمان با ولادت او آمده ، در مقايسه با آنچه انجيلها از آن سخن مىگويند و مردم را نيز بدان ملزم مىنمايند ، بسيار اندك است .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 211
مساهمون: حسين صابري
ص٢١١