ضعيف نمىتواند موجب ردّ گفتههاى راستگويان شود . زيرا در غير اين صورت ، نه هيچ قضاوتى صورت مىپذيرد ، نه هيچ متّهمى محكوم مىشود ، نه حقّى ثابت مىشود و نه باطلى دفع مىشود . به همين دليل ، چارهاى جز آن نداريم كه رواياتى را كه طعنى دربارهء آن نرسيده مورد قبول قرار دهيم .
امّا در مورد پذيرش يا عدم پذيرش روايتى از ناحيهء عقل ، پيش از اين نيز يادآور شديم كه امور خارق العاده به تقدير خداوند صورت مىپذيرد ، تقديرى كه به عادت و سنّت محسوس طبيعت و به اسباب و مسبّباتى كه در ميان مردم رواج دارد محدود و مقيّد نمىشود . زيرا ، او خود خالق همه اسباب و مسبّبات است و به همين سبب ، گاه در پى فساد برخى از مردم زلزله و نابودى و عذاب بر سر آنان مىآيد و از ديگر سوى ، در پى تقوى و پرهيزگارى ، نعمتهاى خداوند آشكار مىشود . در ابتداى همين فصل يادآور شديم كه خداوند نعمتهاى خود را بر كسانى كه تقوى و عمل صالح پيشه مىسازند فرو مىبارد ، آن سان كه مىفرمايد : « اگر ساكنان آباديها ايمان آورده و تقوى مىورزيدند ، بركتهايى از آسمان و زمين بر آنان مىگشوديم » « 21 » .
بنابراين ، كسانى كه مدّعىاند اين اخبار از نظر عقل پذيرفته نيست ، تنها به اسباب و مسبّبات عادى كه بر افعال انسانها حاكم است مىنگرند . اگر اينان فراتر از اين نگريسته ، به كسوف و خسوفى كه در عالم است ، به آثارى كه در بادهاست و به زلزلهها و خسوفهايى كه در زمين است نگاهى آميخته به تأمل مىافكندند ، هيچ تعليل و توجيهى براى اين رخدادها نمىيافتند مگر آنكه ارادهء خداوند حكيم و آگاه و قاهرى كه بر همه چيز تواناست و از هيچ امرى مورد پرسش قرار نمىگيرد در كار باشد ، خدايى كه آنچه مىكند در پى حكمتى است كه او خواهان آن است و در پى مصلحتى است كه وى آنها را تقدير كرده و آنها را به امورى كه خود از آن آگاهى دارد
هامش
( 21 ) - اعراف / 69 .