آورد و به آنان گفت : « آيا مىدانيد به چه منظور در پى شما فرستادهام ؟ » گفتند :
« نه ، مگر آنكه پادشاه بفرمايد » . در همين جلسه بود كه گزارش خاموش شدن آتش آتشكده به آنان رسيد . سپس پادشاه سران را از خواب يكى از رجال حكومتى خود و از آنچه او را نگران ساخته بود آگاه كرد و آنان اين خواب و همچنين خاموش شدن آتش را چنين تأويل كردند كه رخدادى در سرزمين اعراب به وقوع مىپيوندد .
76 - در اينجا شايسته است به تأملى دربارهء رواياتى بپردازيم كه دربارهء سرنگونى بتها و به روى در افتادن آنها ، برخاستن نورى در هنگام ولادت رسول خدا ( ص ) ، شكاف برداشتن ايوان كسرى و بالاخره خاموش شدن آتشكدههاى ايران كه از هزار سال قبل خاموش نشده بود بپردازيم و اين حقيقت را متذكّر شويم كه آنچه در اينجا براى ما مدرك و معتبر است صدق راوى و روايت است و نه مقبول بودن چنين رخدادهايى از ديدگاه عقل ظاهربين . بنابراين اگر كسى از مورّخان به عدم صدق راوى يا روايت حكم كند ، اين روايت را رد خواهيم كرد ولى اگر كسى به صرف آنكه عقل چنين چيزى را نمىپذيرد در صحت اينگونه روايات ترديد كند ، اين موجب رد روايت از سوى ما نخواهد شد .
اينك دربارهء رواياتى كه آورديم اين نكته را يادآور مىشويم كه صاحبان تحقيق در علم حديث مجوزّى براى تكذيب آنها نيافتهاند . حافظ ابن كثير در اين بارهء روايات فراوانى مىآورد ، در صدق برخى از آنها ابراز ترديد مىكند و در مورد برخى ديگر سكوت مىگزيند . ما نيز در اينجا تنها آن رواياتى را آوردهايم كه ترديدى دربارهء آنها به ميان نيامده است . بنابراين ، وظيفهء ماست آن رواياتى را كه مورد قبول قرار گرفته ، بپذيريم و رواياتى را كه دربارهء آنها ترديدى مطرح شده ، رد كنيم ؛ چرا كه ، خبر يك راوى راستگو - تا زمانى كه دروغگويى او محرز نشده - مورد پذيرش قرار مىگيرد و بسيارى از احكام مبتنى بر اخبار و گواهيهاى راستگويان است ، هر چند در اين اخبار و گواهيها احتمال دروغ وجود داشته باشد ؛ چه ، چنين احتمالى مبتنى بر دليلى نبوده و از ديگر سوى ، مجرّد يك احتمال
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: حسين صابري
ص٢٠٩