معاصران كسى استوار باشد ، اختلافات و تفاوتهاى بسيارى را در بر خواهد داشت و بنابراين هركس معلوماتى را كه خود دارد و با دانستههاى ديگران متفاوت است ، بيان مىكند ، هر چند در اين ميان حقيقت تنها يكى است و مورّخ مىتواند در وراى اين اختلافات جزئى آن را بيابد و البتّه آنكه به حقيقت همه امور آگاهى دارد ، تنها خداوندست .
طليعههاى نبوّت در روز ولادت
75 - آمنهء پاكدامن ، فرزند مطهّر خود را به دنيا آورد و بدينترتيب ، جهان با تابش خورشيد اين وجود مبارك روشن گرديد . رواياتى كه در كتب سيره آمده ، رخدادهاى فراوانى را يادآور شده كه در پى ولادت او رخ داده و يا با آن همزمان بوده است :
الف - گفتهاند كه در آن هنگام ، بتها از جاى خود كنده شد و به روى بر زمين افتاد . زيرا بتشكن آمده بود . البتّه اين فرو افتادن بتها به ارادهء آنان نبود ، بلكه به ارادهء خداوند مقتدرى بود كه حكم او بر همه چيز جارى است .
ب - نورى ظاهر شد كه قصرهاى شام را روشن ساخت .
ج - يكى از يهوديان از اين ماجرا به ديگران خبر داد . در اين باره در سيرهء ابن اسحاق چنين آمده است :
« هشام بن عروه از پدرش از عايشه روايت مىكند كه گفت : يكى از يهوديان كه به كار بازرگانى در مكّه اشتغال داشت ، در آن زمان در اين شهر بود .
در آن شبى كه رسول خدا ( ص ) ولادت يافت ، او در يكى از محافل قريش گفت :
« اى جماعت قريش ، آيا امشب در ميان شما فرزندى به دنيا آمده است ؟ »
آنان گفتند : « به خداوند سوگند ، نمىدانيم » . او اظهار داشت : « اللّه اكبر ، اگر شما نمىدانيد بنگريد و آنچه را برايتان مىگويم حفظ كنيد . امشب پيامبر اين امّت كه آخرين پيامبران است ولادت يافت . در ميان دو شانهء او نشانى وجود دارد كه بر آن مويى كمپشت روييده است » .