تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
به هر حال اين خواب با خواب مادر پرمهر رسول خدا ( ص ) در كنار هم قرار گرفت و هنگامى كه اين مادر خواب خود را به جدّ اين مولود مبارك گفت و او را فرزند جدّ خود خواند ، عبد المطّلب نامى را كه خواب آمنه الهامگر آن بود يعنى نام محمّد ( ص ) را پذيرفت . « بر او درود و سلام فرستيد كه خداوند در قدم بر او درود فرستاد و او را به وسيلهء برخوردارى از اخلاقى شايسته مورد حمايت و مدد خويش قرار داد . پس اى كسانى كه او را گرامى مىداريد و ستايش مىكنيد ، مژده‌تان باد » . نام « محمّد » براى اعراب معروف و شناخته شده نبود . علماى سيره آورده‌اند كه در جاهليّت هيچكس به چنين نامى ناميده نشد مگر سه تن كه در عصر ولادت رسول خدا ( ص ) مىزيستند . صاحب كتاب الروض الانف در اين باره مىگويد : « كسى را نمىشناسيم كه قبل از رسول خدا ( ص ) به اين اسم ناميده شده باشد ، مگر سه تن كه چون پدرانشان نام محمّد را شنيده و از نزديك بودن زمان ظهور او آگاهى يافته بودند و نيز بدانان رسيده بود كه پيامبرى به اين نام در حجاز مبعوث خواهد شد ، آزمند آن شده بودند كه اين پيامبر موعود ، فرزند آنان باشد و لذا پسران خويش را محمّد ناميده بودند . ابن فورك در كتاب الفصول از اين سه تن نام برده و آنان عبارتند از : محمّد بن سليمان بن مجاشع ( جدّ فرزدق ، شاعر مشهور ) ، محمّد بن اصيحه جلاح و محمّد بن حمران بن ربيعه . پدران اين سه تن مدّتى قبل به حضور يكى از پادشاهان رسيده بودند و او كه از كتاب نخست تورات اطّلاعاتى داشت ، آنان را از مبعث پيامبر ( ص ) آگاه ساخت . اتّفاقا در اين زمان زنهاى اين سه آبستن بودند و آنان نيز نذر كردند كه اگر پسر داشته باشند ، آن را محمّد بنامند » . اين داستان را بدان سبب آورديم كه قلّت و ندرت كسانى را كه محمّد ناميده شده بودند اثبات كنيم ؛ چرا كه ، در آن زمان اين نام براى اعراب شناخته نبود . ما تقريبا با اين عقيده موافقيم كه تنها سه تن به اين نام خوانده مىشدند . حتّى اگر