رسول خدا ( ص ) حكايت دارد - آگاه كرد و بدينترتيب ، هر چند خود نيز اندوهگين بود ، غمى را از دلى برداشت . چه ، او صبورى بود كه با عبد المطّلب در غم فرزند خويش ابراز همدردى مىكرد ، هر چند او از آمنه بردبارتر و بر اين كار تواناتر بود .
او اينك مايهء تسليتى يافته بود كه تحمّل مرگ پسرش عبد اللّه را بر او آسانتر مىساخت و يا اين غم را جبران مىكرد و اين مايهء تسليت همان مولودى بود كه سرور همه آفريدگان و سرآمد همه و وجودى ستوده بود كه مصداق و مظهر حمد و تسبيح هستى به شمار مىرفت .
آنگونه كه خداوند به بركت وجود او قومش را بركت بخشيده بود ، طليعهها و نشانههاى تكريم و بزرگداشت ، قبل از ولادت آن حضرت ، پديدار شده بود . در همين دوران بود كه مادرش رؤياى صادقهاى ديد . چنين رؤيايى الهامى از سوى خداوند يا راهنماييى از سوى اوست كه تنها آنكه دلش صفا گرفته و روحش راه يافته است به درك آن نايل مىشود . او در هنگامى كه باردار بود چنين خواب ديد كه نورى از وجود او به بيرون تابيد كه قصرهاى سرزمين شام را روشن ساخت .
ماجراى اين خواب در حديث صحيحى « 14 » از رسول خدا ( ص ) آمده است .
ابن اسحاق چنين اظهار داشته كه آمنه مىگفت هنگامى كه به او [ محمّد ] ( ص ) آبستن بوده در خواب به او گفته شده است : « تو سرور اين امت را با خوددارى .
هنگامى كه او بر روى زمين قرار گيرد ، بگوى « او را از شرّ هر حسودى به خداوند يگانه مىسپارم » . سپس او را محمد نام بنه » « 15 » .
هامش
( 14 ) - در اينجا و در مواردى كه پيشرو خواهيد داشت مراد از حديث صحيح ، صحيح در اصطلاح اهل سنّت و آن حديثى است كه سلسله راويان آن متّصل و همه راويان عادل - البتّه با توجّه به اختلافاتى كه در تطبيق اين وصف وجود دارد - باشند و در حديث هيچ شذوذ يا تعارض با حديث مشهور و نيز هيچ علّت يا عيبى غير آشكار كه موجبات ضعف آن را فراهم مىآورد وجود نداشته باشد . براى توضيح بيشتر ، ر . ك . مدير شانهچى ، كاظم ، دراية الحديث ، ص 39 تا 43 . - م .
( 15 ) - ر . ك . ابن كثير ، البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 293 .