گذشت . عبد اللّه بن عبد المطّلب در آن زمان مريض بود . بنابراين ، به همراهان گفت : « من در ميان دايىزادگان خود بنى عدى بن نجار مىمانم » . او يك ماه در حالى كه مريض بود در ميان آنان ماند . پس عبد المطّلب بزرگترين پسر خود حارث را به سراغ وى فرستاد و او در آنجا دريافت كه عبد اللّه مرده و دفن شده است » .
عبد المطّلب و برادران عبد اللّه بر وى بسيار اندوهگين شدند . در آن زمان ، رسول خدا ( ص ) هنوز جنينى بيش نبود . عبد اللّه روزى كه فوت كرد ، 25 سال داشت » « 11 » .
از اين اظهارات چنين بر مىآيد كه سفر عبد اللّه به شام بلافاصله پس از ازدواج يا پس از گذشت مدّت كمى از آن صورت گرفته است ، آنگونه كه عبارت ابن كثير نيز بدان اشاره دارد و مىگويد :
« عمر او ( عبد اللّه ) در روز وفات 25 سال و سفر او اندكى پس از ازدواج بود » « 12 » .
از اين سخن نيز استفاده مىشود كه ازدواج عبد اللّه با آمنه پس از بيست سالگى و در آستانهء سنّ بيست و پنجسالگى بوده است .
واقدى نيز دربارهء وفات عبد اللّه قبل از ولادت فرزند بزرگوارش چنين مىگويد :
« از نظر ما ، اين ثابتترين قول دربارهء وفات عبد اللّه است » .
اين همان نظريهء مشهور است كه از ابن كثير نيز نقل شده است .
پديدههايى حاكى از منزلت ويژه
72 - آنسان كه ديديد ، تكريم رسول خدا ( ص ) از سوى خداوند حتّى در زمانى كه او جنينى بيش نبود ، آشكار شد و وجود او در روى زمين امرى خارق العاده بود ، آنجا كه به بركت او خداوند اصحاب فيل را با خوارى و شكست از مكّه برگرداند و مكر آنان را ناكام و بىثمر ساخت و نيز آنجا كه مادرش در دوران آبستن بودن به او هيچ يك از سختيهاى دوران باردارى را نديد و گويا وجود اين جنين مبارك ، بهسان نورى بود كه همچون آبى كه بسادگى در ناودانى جريان
هامش
( 11 ) - ر . ك : ابن سعد ، ابو عبد اللّه محمّد ، الطبقات الكبير .
( 12 ) - ر . ك : ابن كثير ، البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 262 .