تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
جنين مباركى كه هنوز در پردهء غيب پنهان بود نجات دهد . اگر ابرهه از همان آغاز و از همين ماجرا پند گرفته و تصميم بازگشت به يمن گرفته بود ، حدّاقل همين مقدار سود برده بود كه به سلامت باز گردد . امّا او تصميم به اجراى قصد خود گرفت و بنابراين ، هيچ چاره‌اى جز آن نمانده بود كه خداوند به قدرت و عزّت خود با او برخورد كند . اينجا بود كه خداوند سپاهى از پرندگان را بر آنان نازل ساخت تا آنان را آماج سنگهاى سجّيل قرار دهد : « آيا نديدى كه خدايت با اصحاب فيل چه كرد ؟ آيا مكر آنان را گمراه و بىحاصل نساخت و پرندگان ابابيل را بر ايشان فرود نفرستاد تا آنان را آماج سنگهاى سجّيل قرار دهد ؟ و بدينسان خداوند آنان را به سان علفهاى خرد شده قرار داد » « 6 » . بادهاى تندى بر آنان وزيدن گرفت و همراه اين باد پرندگان گروه گروه ظاهر شدند ، در حالى كه ايشان را آماج سنگهاى سختى قرار مىداد كه به درون بدن نفوذ مىكرد ، در خارج بدن نمىماند و بلكه از پوست مىگذشت و به داخل بدن مىرسيد . اين سنگها آنان را همانند علفهايى قرار داد كه حيوانى قسمتهاى قابل استفادهء آن را خورده و ساير قسمتها را بر جاى گذاشته باشد . علماى تاريخ گفته‌اند اين سنگهاى سختى كه خداوند به وسيلهء بادى تند بر آنان فرود فرستاده بود ، سنگريزه‌هايى كوچك به اندازهء دانهء عدس بود كه پرندگان ابابيل آنها را با چنگ و منقار خود حمل مىكردند . برخى از نويسندگان نيز اظهار داشته‌اند كه آنان به نوعى آبله كه زخمهايى را در بدنهايشان پديد آورد مبتلا شدند و شايد آن بيمارى سخت به سبب ميكروبهاى خاصّى بود كه در آن سنگريزه‌ها وجود داشت ، سنگريزه‌هايى كه پرندگان مأمور هلاكت و عذاب مهاجمان آن را بر سر ايشان ريخته بودند . من دليلى در دست ندارم كه ثابت كند آنان به سبب اين سنگها به آبله مبتلا
هامش
( 6 ) - سوره فيل .