نوزاد در حالى كه روى دستهايش تكيه داشت ، روى زمين قرار گرفت » .
ميلاد هدايت
70 - بركات وجود محمّد بر ميلاد او پيشى گرفت . چه ، آنگونه كه مورّخان مىگويند او پنجاه روز پس از آنكه خداوند بيشتر سپاهيان ابرهه را هلاك كرد و زمين آنان را فرو بلعيد و آنها كه زمانى به خود مغرور بودند با سرافكندگى و شكست بازگشتند ، ولادت يافت .
قبل از آنكه به بحث ميلاد پيامبر بپردازيم ، اين نكته را يادآور مىشويم كه وى در زمانى ديده به جهان گشود كه پدرش در مكّه حضور نداشت زيرا پيشتر اشاره كرديم كه عبد اللّه در همان روزهاى نخست ازدواج همسر خود را ترك گفت و در يكى از كاروانهاى تجارى قريش شركت كرد تا براى خاندان خود رزق و روزييى فراهم آورد و براى اين منظور به تجارت بپردازد . او كه امين و با وفا بود با كاروان تجارى قريش به يثرب رفت و در آنجا از فرصت حضور خود در يثرب براى زيارت قبر جدّ خود هاشم - كه براى حاجيان خوراك آماده مىساخت تا از آن بخورند و به همين سبب نيز « هاشم » نام گرفته بود - استفاده كرد . امّا او از اين سفر بازنگشت ، بلكه در ميان بنى نجّار كه بود بيمار شد و كاروان تجارى كه با او بود به مكّه بازگشت و او را در ميان آن خاندان - كه دايىزادگان پدرش و از بستگان سببى جدّش بودند - گذاشت و اين خبر را به پدر او كه وى را مورد مهر و محبّت خود قرار مىداد و نيز به همسرش رساند ، همسرى كه بر غيبت او صبر كرده و گويا صبر كردن برايش تقدير شده بود . زيرا او كه به ديدار مجدّد شوهر خود اميد داشت ، از اين آرزو محروم شد و تحمّل اين سختى بر او گرانى مىكرد ، امّا وى با همه لطافت احساسات و شوق خود ، صبور و پايدار بود .
عبد المطّلب با شنيدن اين خبر در پى فرزند بزرگ و محبوب خود حارث فرستاد و او نيز به آنجا كه عبد اللّه بود رفت و شاهد مرگ برادر شد . البتّه بنا به قولى