تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
ويران كردن آن آمده‌ام ، امّا در اين باره هيچ سخنى با من نمىگويى » . عبد المطّلب در پاسخ خود ابرهه را در مقابل خداوند و جبروت و قدرت او كه برتر از هر جلال و قدرتى است ، قرار مىدهد و مىگويد : « من صاحب آن شترانم و آن خانه نيز صاحبى دارد كه از آن حفاظت خواهد كرد » . ابرهه كه نگرانى بر او چيره شده بود گفت : « او كسى نيست كه مرا از اين خانه باز دارد » . عبد المطّلب نيز پاسخ داد : « تو باش با او » . بىترديد عبد المطّلب با اين پاسخ ، ابرهه را به جنگ با خدا و به قدرت او تهديد مىكند : اولا ، با تأكيد بر اين مطلب كه خداوند خود حافظ و نگاهبان خانه است و ثانيا ، با اظهار اين جمله كه « تو باش با او » ؛ چه اينكه ، اين جمله هر چند لحنى آرام دارد ، امّا تهديد آن روشن است و شايد آنچه اين قدرت تأثير را به اين كلام داده ، همان لحن آرام است ؛ زيرا ، آرامش ، دل را مخاطب خود قرار مىدهد و دل از اين خطاب پند مىگيرد ، بويژه براى كسى كه از يك سو به پيروزيهاى مادّى خو گرفته و از سوى ديگر ، چون يك مسيحى است ، فى الجمله ، به غيب ايمان دارد . به هنگام حملهء ابرهه اميد عبد المطّلب به پروردگار خود به تحقّق پيوست و از بركت آن وجود مباركى كه هنوز ولادت نيافته بود ، امر الهى محقّق گرديد . آن وجود مبارك نيز كسى نبود مگر برترين آفريدگان محمّد بن عبد اللّه ( ص ) . سپاهيان فيلهاى خود را به سمت بيت اللّه به حركت واداشتند امّا به امر خداوند كه از حركت بازشان داشته بود ، باز ايستادند و بدان سوى حركت نكردند . پس فيلها را به سمت يمن برگرداندند و آنها حركت آغاز كردند . ديگر بار به سوى شام برگرداندند و آنها به راه افتادند ، امّا چون خواستند دوباره آنها را به سوى خانهء خدا به حركت وادارند ، فيلها حركت نكردند « 5 » . بدين‌ترتيب خداوند اراده فرموده بود تا خانه را به بركت خود آن و به بركت
هامش
( 5 ) - ر . ك . الاكتفاء ، ج 1 ، ص 134 - 132 . و البداية و النهاية .