تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
سينه‌اش شكافته شد و قلبش بيرون افتاد » « 8 » . به هر حال ، ابرهه به همان جا كه آمده بود ، بازگشت . امّا آن آمدن با برگشتن بسيار تفاوت داشت . او هنگام بيرون آمدن از يمن داراى بدنى قوى و روحيّه‌اى بالا و پرغرور بود و سپاهى گران او را همراهى مىكرد و چنين گمان داشت كه هيچ‌كس بر او چيره نخواهد شد . او در راه خود به سوى مكّه نيز هركس را كه به مقاومت در برابر او پرداخت مغلوب خود ساخت تا آنجا كه چون به آستانهء خانهء كعبه رسيد ، خداوند را در خانهء خود به مبارزه طلبيد و ارادهء ويران كردن آن خانه‌اى داشت كه خداوند آن را مبارك ساخته است . امّا همين ابرههء پيروزمند و مغرور ، شكست خورده و سرافكنده و - حقيقتا نه مجازا - پر و بال شكسته باز گشت ؛ چرا كه ، اينك بدنش زخم برداشته و خود فرو افتاده و همه مكر و حيلهء او ناكام مانده ، همچون توطئه‌اى كور راه به جايى نبرده بود . آرى ، خداوند دعاى عبد المطّلب را برآورده ساخت ، آن هنگام كه وى حلقهء در كعبه را گرفته ، چنين مىگفت : « غم و اندوهى از اين حمله نيست چه كه هر انسانى از حريم خود دفاع مىكند . پس تو نيز از حريمت پاسدارى نما . صليبها و نيرنگهاى آنان كه در مقابل تو قرار گرفته است ، نبايد پيروز شود » . اين رخداد در زمانى به وقوع پيوست كه آمنه - آنكه همتا و همانند مريم است - آبستن بود و خداوند برترين آفريدگان را در او به وديعت نهاده بود . بدين ترتيب شاهديم كه اين شخصيّت از آن روز كه مادرش به او آبستن شد ، مايهء بركت بر همه اعراب و بر همهء مردم قرار گرفت . نه آبستن بودن آمنه به او برايش مشقّتى را ببار آورد و نه ولادتش و اين مادر نه در دوران باردارى و نه در هنگام وضع حمل هيچ رنج و سختيى را احساس نمىكرد تا آنجا كه خود مىگويد : « من به او آبستن شدم و هيچ مشقّت و رنجى نيافتم تا آن هنگام كه او ولادت يافت . آن زمان نيز نورى به همراه او بيرون آمد و سپس اين
هامش
( 8 ) - البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 173 .