تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
نشده بودند ، بلكه حتى دلايلى در تأييد اين نظريه وجود دارد . از جمله ابن اسحاق در كتاب السيّر و المغازى مىگويد : « يعقوب بن عينيه برايم روايت كرد كه نخستين بارى كه حصبه و آبله در سرزمين اعراب شيوع پيدا كرد ، در همان سال حملهء سپاه فيل بود » « 7 » . اينكه سپاهيان ابرهه به سبب آبله كشته شدند . در صورتى مقبول خواهد بود كه بگوييم سنگهايى كه اين پرندگان بر سر آنها فرو ريخته بودند ، ميكروب اين مرض مهلك را در خود داشت . امّا آنچه در اين ميان نمىتوان آن را پذيرفت اين سخن است كه مراد از پرندگان ابابيل همان ميكروبها هستند ؛ چه اينكه چنين نظريّه‌اى مخالف تصريح قرآن خواهد بود آنجا كه مىگويد خداوند پرندگانى بر آن مهاجمان فرستاد و آن پرندگان سنگهاى سجّيل را بر سر آنها فرو باريدند . 69 - اين عذاب سختى بود كه در دنيا به اين مهاجمان رسيد ؛ چه ، پس از آنكه خداوند پرندگان را گروه گروه بر آنان فرو فرستاد و اين پرندگان آنان را آماج سنگريزه‌هايى سخت قرار دادند كه به درون بدن آنها نفوذ مىكرد و ميكروب امراض سخت و كشنده‌اى چون آبله و حصبه را در بدن آنها قرار مىداد ، آنان در راه بازگشت يكى پس از ديگرى بر زمين مىافتادند و به هلاكت مىرسيدند . ابن اسحاق وضعيّت اين سپاهيان را به هنگام بازگشت چنين توصيف مىنمايد : « آنان به قصد برگشتن از مكّه خارج شدند و راه بازگشت در پيش گرفتند در حالى كه در هر نقطه‌اى از راه كسى از آنان بر زمين مىافتاد و در هر جايى و در هر منزلگاهى تنى از ايشان به هلاكت مىرسيد . ابرهه نيز در اين ماجرا مجروح شد و سپاهيان او را نيز به همراه خود برگرداندند ، امّا در طىّ راه انگشتان او يكى پس از ديگرى فرو مىافتاد و با افتادن هر انگشتى خون و چركى از آن جا مىريخت و اين وضعيّت ادامه داشت تا او را وارد صنعاء كردند در حالى كه چون جوجه كبوترى پوست از بدنش فرو ريخته بود و چنان كه مىگويند وى نمرد مگر آن هنگام كه
هامش
( 7 ) - البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 173 .