ابرهه با مشاهدهء اين كه اعراب معبد او را خوار مىشمارند و بىآنكه خستگى به آنان راه يابد يا كوتاهى ورزند همچنان به زيارت بيت اللّه الحرام ادامه مىدهند ، چارهاى جز آن نديد كه براى رسيدن به مقصود خود و عملى ساختن هدف خويش ، خانهء كعبه را به كمك سپاهى گران و بسيار مجهّز نابود كند . او به همين سبب با سپاهى مجهّز به فيلهاى جنگى - كه در آن زمان در كنار اسباب و شتر به خدمت نبرد گرفته مىشدند - براى اجراى اين نقشه روانه شد .
اعراب با شنيدن خبر اين لشگركشى به حسّاسيّت و خطير بودن آن پى برده ، نگران شدند و رويارويى با سپاه ابرهه را وظيفهء خود دانستند . به همين دليل ، گروهى آمادهء نبرد شدند و بر ابرهه حمله بردند ، امّا او آنان را به شكست واداشت و به راه خود به سوى مكّه ادامه داد در حالى كه هيچكس به مقاومت با او برنمىخاست مگر آنكه شكست مىخورد و در حالى كه به هيچكس يا هيچ گروهى از اعراب بر خورد نمىكرد مگر آنكه آنان را تسليم خود مىساخت .
او در ادامهء راه خود ، به طائف رسيد و مردم آن شهر به سبب مشاهدهء شكستهايى كه ابرهه به ديگران وارد ساخته بود با او از در آشتى و سازش در آمدند ، بويژه آنكه آنان در شرافتى كه قريش به خاطر در دست داشتن توليت كعبه كسب كرده بود ، خود را رقيب آنان مىدانستند و تلاش داشتند تا خانهاى را كه براى بت خود « لات » ساخته بودند پرستشگاه قرار دهند .
نزديك شدن سپاه مهاجم به مكّه قريش ، كنانه ، هذيل و ديگر قبايل ساكن در مكّه را نگران ساخت . آنان مىدانستند توان مقاومت در برابر ابرهه را ندارند . زيرا او ، از يك سوى ، از قدرت زيادى بر خوردار بود و ، از سوى ديگر ، پيروزيهاى پى در پى بر گروههاى مقاوم در راه مكّه بر قدرت و روحيّهء سپاه مهاجم و بر ترس و بيم مكّيان افزوده بود . آنان به همين دليل سكوت گزيدند تا آنچه را تقدير الهى پنهان ساخته ، آشكار شود .
از سوى ديگر ، احتمالا ، به سبب آگاهى ابرهه از جايگاه و منزلت اين خانه
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 187
مساهمون: حسين صابري
ص١٨٧