خود با رسول خدا به دفاع از او پرداخت ، بلكه وى اين كار را به اين دليل و به حكم ايمان به رسالت پيامبر ( ص ) و جهاد در راه او انجام داد و به حقيقت سيّد و سرور شهيدان شد .
به همين نحو ، صفيّه نيز با رسول خدا داراى دو پيوند خانوادگى است :
پيوند از طريق پدر رسول خدا و پيوند از طريق مادر آن حضرت ؛ چرا كه ، وى از يك سوى عمّهء پيامبر و از ديگر سوى از عموزادگان مادر ايشان است كه در آسايش و در سختى در كنار وى و در همه حال برخوردار از شجاعت ويژهء خاندان عبد المطلب بود .
بنى زهره يكى از اجداد پيامبر - كه اعراب او را كلاب و مورّخان او را به سبب تدبير و حكمت خود حكيم ناميدند - با پيامبر و با بنى هاشم در يك سلسله نسب قرار مىگيرند . آنان با اين وجود و عليرغم آنكه مقتضاى چنين چيزى نزاع بر سر ارث و موقعيّت بر جاى ماندهء از گذشتگان مىباشد هيچ مخالفت و يا رقابتى با بنى هاشم نداشتند كه به دشمنى و كينهاى در دوران اسلام و جاهليّت انجاميده باشد ، بلكه آنان با بنى هاشم همدست و دوست و پشتيبان بودند و اين نه به سبب تقديرى بود كه بر دلهاى آنان حاكم شده باشد بلكه به سبب مودّت و دوستيى بود كه قلبهاى آنان را با يكديگر پيوند مىداد .
در تاريخ آوردهاند كه كلاب از كسانى بود كه ايمان داشت پيامبرى از ميان قريش برخواهد خاست . او هر جمعه در ميان مردم به ايراد خطبه مىپرداخت و آنان را به اين خبر متنبّه مىساخت « 14 » .
اگر اين خبر صحّت داشته باشد ، مفادش آن خواهد بود كه كلاب از پايبندترين مردم به آيين ابراهيم و پيامبرى از ميان زادگان اسماعيل كه بعدها خواهد آمد بود . البتّه اين سخن مانع آن نمىشود كه بگوييم آثارى از بتپرستى جاهليّت
هامش
( 14 ) - ر . ك . همان ، ص 254 .