تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
نهادن بحث از عبد المطلب ، شايسته است از مردى سخن گوييم كه همهء قريش براى نجات او از قربانى شدن فديه پرداخت . او عبد الله است ، دوست داشتنىترين و عزيزترين فرزندان براى پدر . آرى او دوست داشتنىترين فرزندان دهگانه « 11 » عبد المطلب و به جمال ويژه‌اى آراسته بود . زيباترين جوانان قريش و محبوبترين آنان در ميان اين خاندان بود . او دلى پاك ، قلبى مطمئن و خشنود . بدانچه برايش تقدير مىشد و آمادهء فداكارى در شرايط لازم بود . او هرگز در اين ترديدى نكرد كه خود را در اختيار پدر قرار دهد تا وى با قربانى كردن او به نذر خود وفا نمايد . بدين‌ترتيب ، آمادهء ذبح شد . او ذبيح دوّم پس از جدّش اسماعيل بود ، هر چند فديهء اسماعيل ذبحى عظيم و به فرمان خداوند بود ، زيرا او خود ، ابراهيم را به آنچه وى در خواب ديد ، مورد آزمايش قرار داد و زمانى كه آزمايش از جانب خداوند باشد ، ناگزير فديه نيز به امر يا نهى او خواهد بود . امّا قربانى شدن عبد الله به نذر عبد المطلب بود و فديه نيز با نظر مردم مكّه ؛ چه ، آنچه از جانب بشر باشد ، مسؤوليّت بعدى آن نيز از ايشان است و آنچه از خدا ، تصميم دربارهء آن با اوست . زيبايى چهره و پاكى دل او ، مردم را مجذوب و او را محبوب آنان مىساخت و به همين سبب ، وى را در اختيار پدر ، كه قصد قربانى او را داشت ، قرار ندادند و او را از دست پدر رهانيدند ، پدرى مهربان ، پر تدبير و مصمّم و مقتدر بر آنچه عزم آن مىكرد ، هر چند آن چيز بر وى سخت و سنگين باشد . او به سبب زيبارويى و جذبهء خاص خود زنان را شيفتهء خويش مىساخت ؛ امّا با همه اينها ، مرد با عفّتى بود كه جز حلال نمىخواهد و از حلال دورى نمىگزيند . گويا او به سبب مروّت و جوانمردى و كرامت نفس از حرام پرهيز
هامش
( 11 ) - آن ده تن عبارتند از : حارث ، زبير ، حمزه ، ضرار ، ابو طالب - كه نام اصلى او عبد مناف بود - ، ابو لهب - كه نامش عبد العزى بود - ، عبد الكعبه ، مغيره - نوفل و بالاخره عبد الله .