خير گرايش داشت و نه چيزى بيش از آن .
از سوى ديگر ، پدرش بر وى نظارت فرمانبرى و طاعت در غير معصيت خداوند داشت ؛ چرا كه هميشه با پدر همراه و همدم بود و نمىتوانست از او جدا شود يا با او مخالفت ورزد . زيرا او محبوب پدر و فرزند برگزيدهء او بود . با چنين وصفى ، پدر عبد الله براى او همسرى از عموزادگان قصّى بن كلاب به نام آمنه دختر وهب بن عبد مناف بن زهره برادر قصّى انتخاب كرده بود . پدر اين زن پيشواى بنى زهره بود ، آنسان كه عبد المطلب پيشوايى فرزندان قصّى و فرمانروايى مكّه را بر عهده داشت و هيچكس به رقابت با او در اين سمت برنمىخاست . زيرا او پيشوايى بود كه بىهيچ اجبار و سختگيرى و اعمال فشارى بر مردم ، از او اطاعت مىبردند . اين جوان در ازدواج با بنى زهره وجه مشتركى داشت ، چه آنكه ، عبد المطلب با هاله دختر وهب بن زهره « 12 » ( عموى آمنه ) ازدواج كرده بود و براى پسر خود نيز آمنه را انتخاب كرد . بنابراين ، آمنه نوه عموى يكى از همسران عبد المطلب است . همسرى كه حمزهء سيد الشهداء و صفيّه مادر زبير بن عوام يكى از صحابه رسول خدا ( ص ) از او ولادت يافتند . « 13 » بدينترتيب ، حمزه داراى سه پيوند خانوادگى با رسول خداست : نخست آنكه وى عموى پيامبر است ، ديگر آن كه عمو زادهء مادر آن حضرت است و بالاخره آنكه ، برادر رضاعى اوست . افزون بر همهء اينها او يكى از دو عموى پيامبر مىباشد كه روياروى قريش در مكّه به دفاع از او برخاستند . او كسى است كه نه فقط به مقتضاى خويشاوندى نزديك و استوار
هامش
( 12 ) - مراد از اين وهب ، وهب پدر آمنه نيست بلكه عموى پدر آمنه يا به تعبير ديگر برادر عبد مناف ( پدر بزرگ آمنه ) است . براى روشن شدن بيشتر مسأله مىتوان سلسلهاى بدينترتيب ترسيم كرد . م . آمنه - وهب - عبد مناف زهره آمنه - وهب
( 13 ) - ر . ك . ابن كثير ، محمد بن اسماعيل ، البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 251 .