تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
« لواء » در اختيار او قرار گرفت . سمت « حجابت » بدان معنى بود كه كسى كليدهاى كعبه را در اختيار داشته باشد و در خانه جز با اجازهء او باز نشود . « سقايت » بر عهده گرفتن مسؤوليت تأمين آب مورد نياز حجاج بود . « رفادت » نيز بدان معنى بود كه هر سال در موسم حج قريش سهمى از داراييهاى خود را براى هزينه‌هاى حج كنار مىگذاشتند و آن را در اختيار قصّى قرار مىدادند و وى آن را صرف تهيّهء غذا براى حجّاج مىكرد تا كسانى كه از زاد و توشه و توان مالى بر خوردار نبودند از آن استفاده كنند . اين سنّت به دست قصّى پايه‌گذارى شد و او بود كه قريش را به چنين كارى فراخواند و به آنان گفت : « اى جماعت قريش ، شما همسايگان خداوند و ساكنان جوار خانهء او و ساكنان حرم هستيد . حاجيان نيز ميهمانان خدا و زايران خانهء اويند و سزاوارترين ميهمانان براى گراميداشت . پس در روزهاى حج تا زمانى كه حاجيان از ميان شما بروند ، آب و غذايى به آنان اختصاص دهيد » . منصب « لواء » نيز بدين معنى بود كه در هيچ جنگى پرچمى بسته نمىشد مگر به دست قريش . « دار النّدوه » نيز همان مجلس شوراى قريش بود كه در خانهء قصّى تشكيل مىشد و بعدها نيز مجمع مشورت همهء اعراب قرار گرفت . قصّى همه اين مناصبى را كه به همّت خود به دست آورده بود ، به فرزندش عبد الدّار واگذاشت تا بدين وسيله او را عزّت بخشد . او با اين كار قصد آن داشت تا فرومايگى ذاتى عبد الدّار را جبران سازد تا او بتواند بر عموزادگان خود در ديگر تيره‌هاى قريش برترى يابد . به همين دليل ، هنگامى كه قصّى اين پستها را به فرزندش واگذار كرد به وى چنين گفت : « پسرم ، به خداوند سوگند تو را در فضل و شرافت به ديگر مردم خواهم رساند ، هر چند آنان تاكنون بر تو شرافت و برترى يافته‌اند » . عبد الدّار اوّلين پسر قصّى بود . قصّى پسر ديگرى نيز به نام عبد مناف داشت كه به سبب ويژگيهاى شخصى خود ، در مكّه شرافت يافته و كارش بالا گرفته بود و در حالى كه پدر اين دو زنده بود ، هر يك راهى جداگانه را در پيش گرفتند .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 161 | حسين صابري / محمد أبو زهرة