تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
چنين بر مىآيد كه تا اين زمان قصّى از پدر خويش و شرافت و منزلت وى آگاهى نداشت . چرا كه ، وى پس از اين ماجرا نزد مادر رفت و از تلخى سخنى كه شنيده بود به مادر شكايت برد ، مادر در پاسخ او گفت : « پسرم ، به خداوند سوگند تو از نظر ويژگيهاى شخصى ، پدر و نسب خانوادگى از او والاتر و با منزلت‌ترى . تو پسر كلاب بن مرة بن كعب بن لؤى بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر بن كنانه قريشى هستى و خاندان تو در مكّه در جوار خانه خدا و در نواحى مجاور آن شهر هستند و اعراب به سوى آن خانه بار سفر بر مىبندند » . پس از اين ماجرا بود كه باقيماندن در غربت بر قصى تنگ آمد و عزم آن كرد تا از ميان قضاعه بيرون رود و به خاندان خود بپيوندد . امّا مادرش به وى گفت : « شتاب مكن تا ماه حرام فرا رسد و آنگاه در ميان اعرابى كه به حج مىروند ، بيرون روى ؛ زيرا من بيم آن دارم كه كسى از مردم به تو آسيبى برساند » « 8 » . پس از آنكه ماه حرام فرا رسيد ، قصّى كه مترصّد موقعيّتى مناسب و در تلاش براى رفتن به مكّه بود ، به عنوان يكى از حاجيان از ميان خاندان قضاعه بيرون رفت . پس از رفتن وى به مكّه ديرى نپاييد كه وى عهده‌دار توليت كعبه شد و اين در حالى بود كه تا آن زمان اين سمت در اختيار قريش نبود و بلكه خزاعه آن را بر عهده داشت و ولايت بر امر حج و حقّ اجازهء شروع مراسم حج در دست ديگران بود . امّا قصّى اين ولايت را با تدبيرى كه شايستهء مردى كار آموخته و زيرك بود و با قدرتى كه شايستهء مردى مقتدر و صاحب سلطه بود ، از ديگران گرفت . بدين‌ترتيب ، قصّى توليت كعبه و فرمانروايى مكّه را به دست گرفت و آنگاه ، خاندان خود را از مناطق پراكنده‌اى كه در آنجا مىزيستند ، گرد آورد . بنا به مقتضاى ولايت حج كه اينك در دست قصّى بود ، پستهاى « توليت كعبه » ، « فرمانروايى مكّه » ، « حجابت » ، « رفادت » ، « سقايت » ، « رياست دار الندوه » و
هامش
( 8 ) - ر . ك . الاكتفاء ، ج 1 ، ص 73 .