نضر داراى فرزندان و نوادگان چندى بود كه نجيبترين همه فهر در سلسله اجداد پيامبر ( ص ) قرار دارد .
اين فهر همان كسى است كه قريش ناميده مىشد و هم اوست كه قريش را مجتمع ساخت . وى مردى داراى تدبير و انديشه و خلق و خويى شايسته بود . او در وصيّت خود به هنگام مرگ ، خطاب به فرزندش غالب كه جانشين او در زعامت و پيشوايى مردم بود و يكى از اجداد پيامبر است چنين مىگويد : « فرزندم ، در اندوه پيش از مصيبت ، نگرانى و تشويش خاطر است و پس از آن نيز چون مصيبت رخ دهد ، گرمى آن را به سردى بدل سازد كه همه نگرانيها در گرمى و غليان مصيبت است . پس چون من مردم ، گرمى و سوز اين مصيبت خود را به وسيلهء تهديد مرگ از پيشرو ، پشت سر و راست و چپ خويش و به وسيلهء آنچه از آثار آن بر دوستداران زندگى مىبينى ، سرد و خموش ساز . ديگر آنكه ، به همان اندكى كه دارى ، هر چند سود آن كم است ، بسنده كن كه همان اندكى كه در دست توست بهتر از آن فراوانيهايى است كه چهرهات را سياه مىسازد و آبرويت را مىبرد .
غالب نيز فرزندانى از خود به جاى گذاشت و از ميان همه ، زعامت پيشوايى پس از خود را به لؤى سپرد . لؤى نيز چون جد و پدر خويش داراى حكمت و تدبيرى ويژه بود كه در دوران نوجوانى او ، خود را آشكار ساخت . در همين زمان بود كه ميان او و پدرش غالب بحثى در گرفت كه انديشمندى و تدبير او را روشن كرد :
نوجوان به پدر خود گفت : « پدرم ، هركس درخت نيكويى بپرورد ، هرزههاى مزرعه زندگى او كم خواهد شد و كشتزارش صفا و طراوت خواهد يافت و هركس آن را واگذارد ، در آن اهمال ورزيده و هرگاه در چيزى اهمال شود از آن نامى نخواهد ماند . بر آنكه تربيت مىكند لازم است كه كار نيك كوچك فرزند را بزرگ بنمايد و بپرورد و بر آنكه تربيت مىشود لازم است كه كار ناشايست بزرگتر خود را كوچك بنمايد و بپوشاند .
پس پدر با تدبير در پاسخ وى گفت : « من با آنچه از تو مىشنوم بر فضل تو
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: حسين صابري
ص١٥٧