اسماعيل كمكم به تغيير دادن آنچه از شريعت و آيين وى و پدرش ابراهيم به ارث برده بودند ، روى آوردند . اما الياس تغييراتى را كه آنان در سنّت و سيرهء پدران خويش روا داشته بودند محكوم كرد .
ابن عبد البر در كتاب الاكتفاء در اين باره مىگويد : او بر همگان برترى داشت و همگان رأى و انديشهء او را مىپسنديدند و چنان به او خشنود بودند كه تاكنون نسبت به هيچ يك از فرزندان اسماعيل چنان خوشنودييى از خود بروز نداده بودند . او با استفاده از چنين موقعيّتى آنان را به سنّتهاى پدران خويش بازگرداند و در اين راه تلاش فراوان كرد تا آنجا كه سنن و آداب مردم به همان صورت نخست خود برگشت .
پس از الياس فرزندش مدركه كه عامر نام داشت در سلسله نسب پيامبر قرار مىگيرد ، هر چند الياس دو فرزند ديگر نيز داشت ، اما تنها همين پسر برگزيدهء فرزندان او بود . پدرش بدان سبب او را مدركه نام نهاد كه روزى شترى از ايشان فرار كرد . دو برادر عامر نتوانستند آن را تعقيب و رام كنند ، امّا او براى يافتن و رام كردن اين شتر كه از آنان دور شده بود ، برخاست ، خود را به آن رساند و مهارش كرد و باز گرداند . او به همين سبب و به تناسب اين عمل مدركه ناميده شد يعنى كسى كه سريعا به مطلوب و گمشدهء خويش مىرسد .
مدركه دو فرزند به نامهاى خزيمه و هذيل داشت كه از ميان اين دو خزيمه همان برگزيدهاى بود كه در رديف اجداد رسول خدا ( ص ) قرار گرفت .
خزيمه نيز داراى فرزندانى به نامهاى كنانه ، اشد ، اشدة و هون بود كه از اين ميان ، كنانه بود كه مىبايست از نسل او رسول خدا ( ص ) برخيزد .
كنانه نيز فرزندان زيادى داشت . اما آنكه خداوند او را بر انگيخت تا نور وجود رسول خدا را در صلب وى قرار دهد ، همان نضر بود . گفته شده است نضر همان كسى بود كه قريش را مجتمع ساخت . امّا بيشتر بر آنند كه نوهء او فهر بود كه چنين كارى را صورت بخشيد .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: حسين صابري
ص١٥٦