اين خبر كه به رسول خدا ( ص ) نسبت داده مىشود بر صدق اين نسب تا عدنان دلالت دارد . همچنين اين كه پيامبر اين نسب را تا عدنان مىرساند خود حاكى از دو امر است :
الف : ترديد در افرادى كه در طى اين سلسله پس از عدنان ذكر مىشوند و علاوه بر اين كشف اين حقيقت كه هركس از آن پس كسى را از افراد سلسلهء سند نام برد ، با روايت صحيحى به آن نرسيده و بلكه اين بخش از سلسله نسب - به فرض وجود آن - از طريق نسابها يا به اصطلاح معاصر ، نژاد شناسان است و اينان گاه براى تفاخر ورزيدن به دروغ و تهمت متوسّل مىشوند .
ب : راستى و درستى اين نسب تا عدنان ؛ چرا كه پيامبر صادق امين جز حق و راستى بر زبان نمىآورد . همچنين بر مىآيد كه همين مقدار از نسب شريف آن حضرت به تواتر يا شهرت در ميان اعراب روشن بود . و جز اين مقدار هر چه باشد ، جاى ترديد است و قائل شدن به آن تير در تاريكى افكندن و ظن و وهم را پذيرفتن ؛ اين در حالى است كه « گمان هيچگاه ما را از حق بىنياز نمىكند » « 7 » .
سبب شهرت اين تعداد از نياكان پيامبر ( ص ) نيز آن است كه اينان آثارى از خود بر جاى گذاشته بودند كه مايهء افتخار فرزندانشان بود ، هر چند پيامبر ( ص ) هرگز به نسب خويش تفاخر نورزيد . امّا او از برترين اقوام و خاندانها بود ، آنجا كه مىفرمايد : « من از گزيدگان ، از گزيدگان ، از گزيدگان ولادت يافتهام » . در اينجا شاهديم كه آن حضرت از خوبى گذشتگان خود و جايگاه شرافتمندانه آنان ياد مىكند ، امّا از اين كه به وسيلهء آنها جوياى برترى بر ديگران باشد امتناع مىورزد ؛ چه ، تفاخر به گذشتگان ، برترى جويى و دست درازى به حريم ديگران است و گاه نيز مايهء كينهتوزى و اين در حالى است كه كينهتوزى در شأن رسول خدا نيست .
59 - ظاهرا ، فرزندان عدنان - البتّه آنان كه در سلسله نسب رسول خدا ( ص )
هامش
( 7 ) - يونس / 36 و نجم / 28 .