و الا داشت ، امّا از نظر مالى ضعيف بود . او زندگى خود را به يتيمى آغاز كرد و سپس نيز گماشتهء كسى ديگر در چوپانى گوسفندان بود . بدينترتيب دو عامل پاكى و وارستگى در او در كنار هم قرار گرفته بود :
يكى از اين عناصر ، اصل و نسب خانوادگى والاى اوست كه او را وادار مىساخت تا نظر خود را به امور پست و ناچيز معطوف ندارد بلكه به امور و الا توجّه داشته باشد تا بدينترتيب ، گرايشهاى او با شرافتمندى اصل و نسبش سازگارى و همسويى كند و دست به دست هم داده ، او را به سوى تعالى پيش برد .
محمّد با همين جهتگيرى درست در انديشه و توجّه به معالى امور ، شرافتمندى نسب خود را حفظ كرد ، او صادق و امينى بود كه در او هيچ عاملى وجود نداشت كه اصل و نسب او را نسبى مخدوش جلوه دهد و از شرافتمندى والاى او بكاهد .
او به حق و براستى ، شريف و بزرگوار و در ميان همهء صاحبان اصل و نسب ، انسانى كامل و مقتداى ديگران بود .
عنصر ديگر ، يتيمى و كمى ثروت بود . نقش اين عامل آن بود كه او را پناهگاه ضعيفانى چون ، بردگان ، كارگران و فقيران قرار دهد تا نه تكبّر ورزد و نه رفعت طلبى كند ، بلكه به ضعيفان نزديك و با آنان آشنا و مأنوس باشد ، بىآنكه ذلّت و خوارى فقر و ضعفى كه از نياز ناشى مىشود و يا ذلّت پذيرى مساكين بر او عارض شود . بنابراين ، او و الا و بلند مرتبه مىباشد و هم اوست كه چشمهء رحمت از دامان او بر مىجوشد ، چرا كه اين چشمه از ميان سنگ و لاخ سختيها بيرون مىزند . او همچنين مصداق كامل انسان رحيم است ؛ چرا كه ، رحيم كسى است كه بىآنكه سختى او را خوار و زبون سازد ، طعم آن را بچشد تا بر ديگران ترحّم و مهربانى ورزد و هيچگاه كينهء كسى را كه در ثروت و مكنت او بالاتر است به دل نگيرد ، بلكه هميشه به پايينتر از خود بنگرد تا او را در زير حمايت خود قرار دهد ، به وى كمك كند و او را بالا برد .
اين دو مايهء تهذيب و وارستگى در شخصيّت پيامبر فراهم شد و او از كودكى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 151
مساهمون: حسين صابري
ص١٥١