به سوى ارزشهاى والاى اخلاقى كه با صاحبان شرافت و سيادت سازگارى داشته باشد ، توجّه خويش را معطوف داشت و هرگز اين شرافتمندى خانوادگى را وسيلهاى براى دست اندازى به حقوق ديگران قرار نداد .
يتيمى و فقر پيامبر و كار و تلاش وى و حضور او در صحنهاى كه ضعيفان در آن بودند ، وى را آشنا و نزديك آنان ساخت ، بىآنكه بر آنان رفعت جويد . او احساس مىكرد كه در خلوص و پاكى همچون ضعيفان و در دورى از برخوردها و كارهاى پست همانند اشراف است ؛ و او در همه احوال پر عطوفت و خونگرم بود .
اگر در احوال مردم بنگريم ، خواهيم ديد كه چنانچه دلهاى ضعيفان به كينه با ديگران و به حسد ورزيدن بر مردم در آنچه خداوند از فضل خود به آنان بخشيده آلوده نشود ، دلهايشان آراسته به اخلاص و با همين اخلاص است كه دلها نورانى مىشود ، دلهايى كه به كمك آن انسان به حق و به راه راست مىگرود . اين نورانيّت از آنجا ناشى مىشود كه چنين دلهايى به غبار خواستههاى نفسانى و لذّت جوييهايى كه مال و ثروت عامل و يا زمينهء آن مىشود - و نيز به فرو رفتن و غرق شدن در چنين خواستههايى آلوده نشده است . چنين انسانى به ايمان نزديك است و به آسانى و بسرعت ايمان به قلبش راه مىيابد . به همين دليل نيز ، نخستين كسانى كه دعوت پيامبران را پاسخ مىگويند و به آن ايمان مىآورند و نخستين كسانى كه دعوت به هر حقى را لبيك مىگويند ، همين فقيران و ضعيفانند ؛ البتّه مشروط به آنكه دلهايشان به كينه ، انتقامجويى و حسد كه ايمان را در دلها مىميراند ، آلوده نشده باشد .
پيامبر ( ص ) از رحمت بر ضعيفان برخوردار شده بود . زيرا احساس مىكرد خود از آنان است ، البته بىآنكه آنچه ممكن است در دلهاى ضعيفان نهفته باشد او را نيز در ميان بگيرد ، امورى چون احساس ذلّت و خوارى ، تن در دادن به پستى و ديگر خصلتهاى ذلّتبار جانكاه . بروز چنين صفاتى در ضعيفان نيز بدان خاطر است كه اگر ضعيف گرفتار كينه نشود دست كم ممكن است به نوعى از خشنودى و تن در
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: حسين صابري
ص١٥٢