ننگ حمايت نكردن از افراد خود . همين حمايت بود كه پيامبر را قادر ساخت تا از ابتداى رسالت خويش كه ظلمت را مىشكافت ، به سوى صبحى روشنگر و تابان و بلكه به سوى نهارى حركت كند كه همهء جهان را آكنده از نور مىسازد . در همه اين مدت ، خداوند چنين تقدير كرد كه كسانى از او حمايت كنند و بدينترتيب دعوت رسول خدا بر روى پاى خود ايستاد و به دفاع از خود و دفع حيلههاى دشمنان پرداخت .
56 - ممكن است كسى بگويد : « درست است كه كافران نتوانستند به شخص پيامبر آسيبى برسانند ، اما به پيروان او آسيبهايى رساندند و مانع آن شدند تا دعوت او به ضعيفان برسد و در اين ميان ، جايگاه و منزلت رسول خدا در ميان خاندان خويش مانع از آن نشد تا به صحابهء او آسيب وارد كنند و يا در راه رسالت او موانعى به وجود آورند . در واقع نيز ما شاهديم كه حتى برخى از صحابه در زير شكنجهء كافران جان باختند » .
ما نيز اظهار مىداريم : اين سخن ، خود دليل آن است كه اگر صاحب رسالت همانند آن ضعيفان بود و كسى وجود نداشت تا از او حمايت كند ، با اين استدلال كه او اصل و سر منشأ رسالت است و اگر او را بكشيم مشكل از ميان مىرود ، او را نيز مىكشتند و بدينترتيب ، دعوت در مهد خويش مرده بود و آنان توانسته بودند آن را متوقّف سازند .
حتّى ملاحظه مىشود كه مقدار شكنجه و آزارى كه مشركان به مؤمنان روا مىداشتند ، به تناسب قدرت خانوادهء آنان و اصل و نسب ايشان - كه در ميان همهء اعراب بدان فخر مىشد - تفاوت مىيافت . به عنوان مثال كسانى چون ابو بكر و عثمان داراى وجاهت خانوادگى و وضعيتى بودند كه براى خاندان ياسر و جناب بن ارت فراهم نبود و اين بىپناهان ، سختترين آزارهايى را كه يك انسان مىتواند از برادر انسانش ببيند تحمّل كردند تا آنجا كه مىتوان گفت در زير شكنجههايى چون شكنجههايى كه به اصحاب اخدود روا داشته شد قرار گرفتند .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 149
مساهمون: حسين صابري
ص١٤٩