البتّه پيامبر نيز آزار و اذيّتهايى را از كافران متحمّل شد . اما آنان در ابتدا به سبب موقعيت خاندان پيامبر انديشهء قتل وى را نداشتند و تنها هنگامى به اين فكر افتادند كه از متوقّف ساختن دعوت او نااميد شدند و مشاهده كردند كه پيامبر در تلاش براى گسترش دعوت خود به خارج از شهر مكّه است و كم كم نور آن به سوى ديگر قبايل عرب كشيده مىشود . تنها در اين زمان بود كه براى قتل آن حضرت اقدام كردند ، اما در اين زمان ، دير شده و وقت آن فرا رسيده بود كه پيامبر دولت ايمان را - كه عناصر تكوين آن فراهم شده بود - استوار كند ، امّا در سرزمينى خارج از مكّه .
اينگونه خداوند مؤمنان را با سختيها آزمود تا آنجا كه آنان براى حفظ دين خود هجرت گزيدند و اين بدان سبب است كه سختيها دلها را از صلابت پر مىكند و اراده را استوارى مىبخشد تا ديگر ضعيف و سست نشود ، اندوه در آن راه نيابد و از گشايش الهى و از اعتلاى كلمة اللّه نوميد نگردد . بدينسان ، خداوند مردانى را مىپرورد كه ستونهاى استوار حق باشند . در قرآن كريم مىفرمايد : « آيا پنداشتهايد به بهشت وارد خواهيد شد اما همانند آنچه بر گذشتگانتان آمده بر شما نخواهد آمد ؟
آنان گرفتار آسيبها و آزارها شدند و پيوسته به تزلزل خوانده شدند تا آنجا كه رسول و آنان كه با او ايمان آورده بودند گفتند : « نصرت الهى كى خواهد بود ؟ » . هان كه نصرت الهى نزديك است » « 5 » .
57 - پيامبر رحمت ناگزير مىبايست در همه دوران زندگى خود رحيم باشد و در خردسالى بر عادت ترحم بر ضعيفان تربيت شود ، خود در ميان مردم از نظر ثروت ضعيف باشد تا درد ضعيفان و بيچارگى مساكين را درك كند ؛ چه ، آنكه حال ضعيفان را خود تجربه نكرده باشد ، نمىتواند رحيم باشد .
به همين سبب ، پيامبر با آنكه از نظر نسب ، در ميان قوم خود اصل و نسبى
هامش
( 5 ) - بقره / 214 .