تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
اعتراض كافران به نوح ، مبنى بر اينكه پيروانش مردمى فرومايه‌اند ، اعتراضى باطل است . اما خداوند بر بندگان خود بيش از آن لطف دارد كه پيامبرى را براى هدايتشان بفرستد كه در خانوادهء خود گمنام ، در جامعه كنار زده و ، در نگاه اوّل ، در ميان مردم انسانى فرومايه باشد تا در نتيجه ، مردم بىدرنگ به تكذيبش بپردازند و از همان آغاز امر با وى به مخالفت برخيزند و در اين كار خود سماجت ورزند و ، در اين ميان ، حال و وضع عشيره و خاندان آن پيامبر و عادات و سوابق آنان را بهانهء كار خود قرار دهند . اين در حالى است كه تأثيرگذارى در مردم با اكراه و واداشتن آنان به كارهايى بر عكس آنچه خود صلاح مىدانند و نيز با اجبار آنان به عقيده‌اى كه در اوّلين برخورد آن را رد كرده‌اند ممكن نيست . زيرا وقتى كسى در اوّلين برخورد ، دين را رد كند ، اين خود موجب آن خواهد شد كه در دل انحراف از راه راستى را كه عقل بدان رسيده است آغاز كند و در صورت انحراف زاويهء انديشه - كه تنها به سبب وجود پديده‌اى مورد تنفّر فرد در ابتداى امر حاصل شده است - انديشه در همان خط انحراف به راه خود ادامه مىدهد و بازگشت آن به راه حق بسيار دشوار است . در اين ميان هر قدر راه انحراف بيشتر پيموده شود ، فاصلهء آن از حق بيشتر و در نتيجه ، تلاقى دو خط راست و منحرف با يكديگر مشكلتر خواهد شد . خداوند على ( ع ) را بيش از پيش مورد خشنودى خويش قرار دهد آنجا كه مىفرمايد : « دلها را خواسته‌هاست و روى آوردن و پشت كردنى . پس از طريق آنچه دل آن را مىخواهد و بدان روى مىآورد ، به دلها وارد شويد . چه ، آن هنگام كه دل به چيزى وادار شود ، كور مىشود » « 3 » و اين در حالى است كه دعوت پيامبران براى هدايت است و رسالتهاى الهى براى راهنمايى و روشنى بخشى و نه براى كور كردن . 55 - بىترديد ، پيامبر بايد داراى پشتوانه و حاميانى از خاندان خود باشد .
هامش
( 3 ) - شريف رضى ، نهج البلاغه ، با مقدمه و تصحيح صبحى صالح ، حكمت 193 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 147 | حسين صابري / محمد أبو زهرة