تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
پيامبران الهى مىشد آن بود كه پيروانشان از مردم بىمقدار هستند و نه از اشراف و نه داراى اصل و نسبى شناخته شده . به دليل همين توجّه مردم به پايگاه اجتماعى و اصالت خانوادگى صاحب رسالت و اطرافيان اوست كه مخالفان رسالتها اين اتّهام را كه پيروان پيامبران از مردم فرومايه هستند ، بهانه‌اى براى نپذيرفتن دعوت آنان قرار مىدادند ، هر چند در اين بهانه‌جويى ستمگر بودند . پاسخى كه مردم در مقابل پدر دوّم انسانها ، نوح از خود ابراز داشتند ، به خوبى اين مسأله را روشن مىسازد . قرآن كريم مىفرمايد : « گروهى از قوم نوح كه كفر ورزيدند ، به وى گفتند ؛ « ما تو را تنها بشرى همانند خود مىدانيم و نمىبينيم كسانى جز فرومايگان قوم و كم‌خردان از تو پيروى كرده باشند . همچنين براى شما هيچ برترييى بر خود نمىبينيم بلكه گمان داريم كه شما دروغگويانيد » . نوح گفت : « اى مردم ، آيا اگر ببينيد كه من داراى آيات و بيّنات آشكارى از جانب خداوند هستم و او از پيشگاه خود به من مرحمتى ارزانى داشته ، اين مرحمت از ديدگانتان پنهان مانده است ؟ آيا در حالى كه اين رسالت را خوش نداريد شما را به آن وادار سازم ؟ اى مردم ، من در مقابل اين رسالت از شما هيچ مزدى نمىخواهم كه پاداش من تنها بر خداست . من همچنين مؤمنان را از پيرامون خود نخواهم راند . چرا كه آنان خداى خويش را ديده‌اند ولى شما ، از ديدهء من ، مردمى نادان هستيد . اى مردم ، اگر من آنان را از خود برانم چه كسى مرا براى رهايى از عذاب خداوند يارى خواهد رساند ؟ آيا متذكّر نمىشويد ؟ من همچنين نمىگويم كه گنجهاى آسمان نزد من است . غيب هم نمىدانم و نيز نسبت به كسانى كه شما به ديدهء خوارى به ايشان مىنگريد نمىگويم كه خداوند هيچ خيرى و هيچ مال و ثروتى به ايشان نخواهد داد . خداوند به آنچه در دلهاى آنان است آگاه است و اگر از من آنچه مىخواهيد بگويم و انجام دهم ، در چنين صورتى از ستمكاران خواهم بود » « 2 » .
هامش
( 2 ) - هود / 31 - 27 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 146 | حسين صابري / محمد أبو زهرة