فصل سوّم محمّد ( ص )
محمّد ( ص ) با بالاترين نسب
53 - پس از آنكه مسألهء نبوّت پيامبر ( ص ) بر همگان روشن شد ، دعوت او در همه جا گسترش يافت و روميان خبر رسالت او را شنيدند ، يك روز ابو سفيان با هرقل پادشاه روم ملاقات كرد . پادشاه نيز سؤالاتى با وى در ميان نهاد كه از جملهء آنها سؤال از نسب خانوادگى رسول خدا ( ص ) بود . ابو سفيان كه دشمنى كينهورز و داراى خصومتى پايدار با پيامبر بود ، بىآنكه دروغ گفته باشد ، در پاسخ اين سؤال گفت : « او از افراد اصيل قريش و برخوردار از نسب بالايى است » يعنى از والاترين است ، چرا كه اصيل برترين و شريفترين است . هرقل نيز در اين هنگام گفت : « اينچنين است كه پيامبران از ميان مردمى كه در نسب خانوادگى شريفترينهايند مبعوث مىشوند . »
اخبار قرآن از پيامبران گذشته نيز چنين نشان مىدهد كه آنان از والاترين مردم در ميان قبايل خويش از نظر منزلت و جايگاه خانوادهء خود بودند . به عنوان مثال ، از شعيب نام مىبريم كه از خاندانى با شرافت بود و با شرافتمندان نسبت خانوادگى داشت . خداوند دربارهء گفتگوى او با قوم خود در قرآن كريم چنين مىفرمايد :
« مردم گفتند : اى شعيب ، ما بسيارى از آنچه را تو مىگويى درك نمىكنيم و تو را در ميان خود ضعيف مىدانيم و اگر كسانت نبودند تو را سنگسار مىكرديم كه در