پس كيستى تا براى آن كسانى كه ما را فرستادهاند پاسخى بريم . دربارهء خود چه مىگويى ؟ گفت : من بانگ ندا دهندهاى در بيابانم » « 19 » .
اين سخن ، بىترديد ، پيشگويى از پيامبرى است كه نه مسيح بود و نه خود يحيى . بنابراين ، پس از عيسى چه كسى جز محمّد ( ص ) مىتواند مقصود اين پيشگويى باشد ؟
د - در باب 16 از انجيل يوحنّا چنين مىبينيم :
« اين براى شما مفيد است كه من بروم . زيرا اگر نروم ، فارقليط يعنى احمد نزد شما نيايد و اما اگر بروم ، او را نزد شما مىفرستم . و چون او آيد جهان را بر گناه و عدالت و داورى توبيخ خواهد كرد : اما بر گناه ، زيرا كه به من ايمان نياوردند و اما بر عدالت ، از آن روى كه نزد پدر مىروم و ديگر مرا نخواهيد ديد و اما بر داورى ، بدان جهت كه به رئيس اين جهان چنين حكم شده است . بسيار چيزهاى ديگرى نيز دارم كه به شما بگويم امّا اكنون طاقت تحمّل آن را نداريد . امّا چون آن روح حق آيد ، شما را به همه حق و وراستى رهنمون خواهد شد . زيرا از خود سخن نمىگويد ، بلكه به آنچه شنيده است سخن مىراند و از امور آينده به شما خبر مىدهد . او مرا تمجيد خواهد كرد ، زيرا از آنچه از من است مىگيرد و به شما خبر مىدهد . پس از اندكى ديگر مرا نخواهيد ديد » « 20 » .
اگر عباراتى را كه در متن فوق بر پدر و بر الوهيّت دلالت دارد ، به كنارى گذاريم ، روشن خواهد شد كه اين متن از پيامبرى تسليت دهنده كه پس از مسيح خواهد آمد خبر مىدهد و گوياى آن است كه مسيح مىرود تا راه را براى او باز كند . او بشر را بر خطاى خود سرزنش مىكند - كه اين خود ، انكار پسر بودن عيسى است - همچنين بر نيكيى كه آن مردم به گمان خود در حق عيسى روا داشتهاند به سرزنش ايشان مىپردازد ، زيرا آنان مدّعى الوهيّت مسيح و فرزندى وى براى خدا
هامش
( 19 ) - به نقل از همان ، ص 3 . م .
( 20 ) - به نقل از : همان ، ص 143 ، با اندكى تصرف .