از سفر اشعيا آمده است ، همراه مىكنند . در آنجا چنين مىخوانيم : « او پرچمى را براى ملّتها از دور بر مىافرازد و از نقطهاى دور دست در زمين بر آنان بانگ مىزند و آنان با شتاب مىآيند . در حالى كه در ميان آنها هيچ بر زمين افتاده و از راه لغزيدهاى نيست ، نه مىخوابند و نه چرت مىزنند ، نه كمربند از ميان مىگشايند و نه بندهاى كفش خود را باز مىكنند . تيرهايشان تيز است و زهدانشان پر و سم اسبانشان به سان سنگهاى سخت آتش زنه و يورشهايشان چون گردبادى تند » « 15 » .
اين متن به دعوت مردم به حج از سوى رسول خدا اشاره دارد و ممكن است بر برخى از مضامين آيهء ذيل نيز دلالتى داشته باشد : « در ميان مردم به حج بانگ زن تا پياده و سوار بر هر مركب ضعيفى از هر نقطهء دورى به سوى حج آيند و در آنجا بهرههايى ببينند و در روزهايى چند ، خدا را بر آنچه از چهارپايان به ايشان بخشيده است ، ياد كنند . پس از گوشت اين چهارپايان بخوريد و فقير و تهيدست را نيز از آن خوراك دهيد » « 16 » .
در سفر اشعياء ، اصحاح هشتم آمده است :
« آنچه را اين ملّت بدان فتنه مىگويند فتنه ندانيد و به سان آنان ترس مداريد و بيم مورزيد . پروردگار سپاهيان را تقديس كنيد كه او مايهء ترس و بيم ديگران از شماست و مقدّس است و سپر و پناهگاه و دستاويز بنى اسرائيل و دام و تلهاى براى ساكنان اورشليم كه بسيارى به سبب آن مىلغزند و بر زمين مىافتند و خرد مىشوند ، دست به جايى مىآويزند و دور افكنده مىشوند . او شريعت را با شاگردان من پايان بخشيد و براى پروردگارى كه چهرهء او را از خانه يعقوب پوشاند و برگرداند صبورى پيشه كرد » « 17 » .
به عقيده ما [ نگارنده ] اشارهاى كه در اين متن وجود دارد اشارهاى بعيد و يا آنكه درك دلالت آن بر آمدن پيامبر ( ص ) ، به صورتى كه مفيد يقين باشد ، دشوار
هامش
( 15 ) - ر . ك . عقاد ، مطلع النور ، ص 17 .
( 16 ) - حج / 28 .
( 17 ) - ر . ك . عقاد ، مطلع النور .