بر زبان پيامبرى الهى جارى شده و در كتابى آسمانى آمده است . چرا كه همهء وقايعى كه در اين نصوص پيشبينى شده در خارج نيز محقّق شده است : ايرانيان در دوران معاصر اسلام در تزلزل قرار گرفتند ، اعراب به سرزمين آنان وارد شدند و آنان بعدها پرچم اسلام را كه براى جهانيان آيين رحمت است بر دوش كشيدند . بديهى است كه چنين پيشگويى دقيقى تنها به وسيلهء وحى آسمانى امكانپذير مىباشد .
بنابراين ، هيچ گريزى از اين نيست كه بگوييم در اينجا رسولى و رسالتى و كتابى آسمانى وجود دارد كه از وحى خداوند سخن مىگويد .
امّا دربارهء آنچه به زرتشت نسبت داده مىشود مبنى بر اينكه وى به اصالت قدرت فرا مىخواند ؛ مىگوييم : اگر مراد از اين سخن آن باشد كه آنكه به رسالتى الهى ايمان دارد بايد از نظر جسمى و اخلاقى و انديشه قدرتمند باشد ، اين سخنى حق است و با اصول اخلاقى و توصيههاى پيامبران سازگارى و همسويى دارد . به عنوان مثال ، از رسول خدا ( ص ) روايت شده است كه فرمود : « مؤمن قوى از مؤمن ضعيف برتر است ، هرچند هر دو خوبند » . روشن است كه چنين چيزى و چنين دعوتى مانع از آن نمىشود كه صاحب دعوت رسول خدا و منادى توحيد باشد .
امّا اگر مراد آن است كه زور و قدرت بر حق پيروز مىشود ، اين سخنى باطل است كه از اوهام اروپاييان برمىخيزد و شايستهء منطق سياستمداران ايشان است .
گمان ما تنها اين است ، فيلسوفانى نيز كه چنين انديشهاى را در خيال خود پرورانده ، سخن زرتشت را به تحريف كشاندهاند ، آنگونه كه دعوت مسيح را تحريف كرده و مدّعى الوهيّت براى وى شدهاند ، در حالى كه وى از چنين ادعايى پيراسته است و جز آنچه خداوند وى را بدان امر كرده بود بر مردم نگفت .
اين پندار اروپاييان كه او از ميان بردن ضعيفان را لازم مىشمرد نيز از اين قبيل است و به گمان ما ، زرتشت مؤمنان را به آن فراخواند كه خود را به قدرت و توان لازم مجهّز سازند و به مداواى ضعف و فقر بپردازند نه آنكه ضعيفان را از ميان بردارند .
كوتاه سخن آنكه ، بشارتهايى به آمدن پيامبر در كتب زرتشتى آمده و اين
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: حسين صابري
ص١٣٢