تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
پيروى از پيامبرى كه براى جهانيان رحمت است گرويدند و سروران فارس ، مدين ، طوس و بلخ شدند ، مناطق و شهرهايى كه از اماكن مقدّس زرتشتيان و همسايگانشان به شمار مىرود . پيامبرى كه براى اين مردم خواهد آمد مردى فصيح خواهد بود كه از معجزات سخن مىگويد » « 7 » . در اينجا مناسب است اندكى تأمّل ورزيم . اين اظهارات بر اين دلالت دارد كه زرتشت پيامبر بود و دين او نيز دينى آسمانى ؛ چرا كه در غير اين صورت چگونه مىتوانست دين و كتاب او مشتمل بر چنين بشارتهايى باشد و علاوه بر اين ، در اين صورت كه كتاب زرتشت داراى اصلى آسمانى نباشد ، اين بشارتها براى ما چندان اعتبارى نخواهد داشت . سؤالى كه در اينجا مطرح مىشود آن است كه چگونه مىتوان آسمانى بودن آيين زرتشت را با آنچه در كتب اروپاييان دربارهء او گفته مىشود سازگارى و تطبيق داد ؟ آنان مىگويند : زرتشت مردم را به اصالت قدرت ، همراهى و پشتيبانى از قويتران و از ميان بردن ضعيفان فرا مىخواند . در پى همين اتّهام ، فلسفه‌اى در اروپا شكل گرفت كه به از ميان بردن ضعيفان و اينكه آنان هيچ جايى و جايگاهى در عالم نداشته باشند فرا مىخواند . اينك اگر اين اتّهام اروپاييان را بپذيريم ، چنين دعوتى با روحيّات يك نبوّت آسمانى و آنچه اخلاق و آيين انسانيّت ما را بدان فرا مىخواند ، منافات كامل خواهد داشت ، چرا كه حق حيات به همهء زندگان تعلق دارد و به حكم قانون اخلاق انسانى و قانون آسمانى ، ضعيف محكوم به مرگ و نيستى نمىباشد ، بلكه با همكارى و در كنار ديگران به زندگى خود ادامه مىدهد تا زمانى كه اجلش فرا رسد . پاسخ اين سؤال آن است ، نصوصى كه بدان اشاره رفت ، در حال حاضر نيز در كتب زرتشتى وجود دارد و مفاد و مقتضاى اين نصوص آن است كه اين بشارات
هامش
( 7 ) - ر . ك . عقاد ، عباس محمود ، مطلع النور ص 14 ؛ به نقل از : فديارتى ، عبد الحق .Mohammed in World scripturesص 47 .