نمىپذيرد ، بلكه تفاسيرى است در تناقض با ظاهر عبارات و ناسازگار با عقل و انديشه . تفسير آنان در مورد بيت الملائكه و قداست ويژهء آن به اينكه مراد از آن همين جسم انسان است و تفسير ربّ به پدر ، از اين قبيل مىباشد .
49 - عبد الحق در كتاب خود اشاراتى از زند اوستا آورده است كه آمدن پيامبر را مژده مىدهد از آن جمله در اين كتاب در مورد آمدن رسولى پيشگويى شده كه يكى از اوصاف او « رحمة للعالمين » است . اين وصف دقيقا با آنچه قرآن كريم پيامبر ( ص ) را بدان متّصف نموده مطابقت دارد ، آنجا كه مىفرمايد : « تو را نفرستاديم مگر آنكه براى عالميان رحمت باشى » « 6 » . همچنين در اين كتاب ذكر شده است كه پيامبر موعود به خداوند يگانهاى فرا مىخواند كه همتايى ندارد و بىآغاز و بىفرجام ، بىنياز به پدرى يا مادرى و بدون همدم و همسر و فرزند و بىنياز از مسكن و جسم و بدون هيچگونه شكل و رنگ و بويى است .
بىترديد ، اين اوصاف منطبق بر ذات پاك خداوند و بيانگر وحدانيّت او در ذات و صفات و يگانگى در خلقت و تكوين عالم و در نتيجه توحيد در عبادت است .
عقّاد مىگويد :
« عبد الحق اين نظريّهء خود را با منتخباتى از كتب زرتشتى همراه مىسازد كه از دعوت حق پيشگويى مىكند و از آن خبر مىدهد ، دعوتى كه پيامبر موعود آن را مىآورد . در اين منتخبات اشاراتى به سرزمين عربى نيز وجود دارد . عبد الحق گزيدهاى از اين اشارات و بشارتها را به انگليسى ترجمه مىكند كه ترجمهء اين اظهارات از زبان انگليسى بدون هيچ تصرّفى بدينگونه است : « پيروان زرتشت آنگاه كه دين خود را كنار مىگذارند ، دچار تزلزل مىشوند و در اين هنگام مردى در سرزمين اعراب بر مىخيزد كه پيروانش ايران را به لرزه در مىآورد و ايرانيان پر غرور را تسليم خود مىسازند و آنان پس از دوران آتشپرستى در آتشكدههاى خود به سوى كعبهاى كه از بتها پاك شده است روى بر مىتابند و در اين هنگام به
هامش
( 6 ) - انبياء / 107 .