حكومتها دينى را كه خود پسنديده بود بر ملّتها تحميل مىكرد ، هر چند مردم بدان خشنود نبودند و عقايدى را بر آنان تحميل مىنمود هر چند كه بدان ايمان نداشتند ، آنگونه كه در مصر نيز وضع چنين بود و اين امپراطورى دين و عقيدهء خود را در كنار تحميل حاكميّت خود به مردم آنجا تحميل كرده و آنان را بردگان خود يا همچون بردگان قرار داده بود .
در ميان جامعهء روميان ، خواه در داخل اراضى روم و خواه در ميان ملّتهايى كه گرفتار حكومت آنان بودند ، همه جا تفاوت و تبعيض حكمفرما بود .
نخستين تبعيض در نحوهء حكمرانى رجال حكومتى در ميان مردم عادى و اختصاص اصول فراوانى به اين گروه جلوهگر بود كه از طريق غنايم جنگى به دست مىآمد و پس از اختصاص آنها به اين گروه ، ساير مردم هم از حاكميّت و هم از ثروت محروم بودند . مردم تنها از دردهاى خود - كه ناشى از حرمان آنان بود - نمىناليدند بلكه نالهء آنان هم از اين دردها و هم از مشاهدهء نعمتها و ثروتها در دست كسانى ديگر بود كه در ناز و نعمت به سر مىبردند و به فخر فروشيها و دلخوشيهاى خود مشغول و ديگران را نيز به بازى گرفته بودند و هيچكس نيز حقّ نداشت متعرّض آنان شود يا آنان را در معرض ملامت و انتقاد يا سرزنش خويش قرار دهد .
دوّمين تبعيض از آنجا ناشى مىشد كه همهء شرف و سرافرازى از آن طبقه اشراف و همهء خواريها و پستيها از آن طبقهء محكوم و زير دست بود و يك نفر از طبقهء اشراف روم بر همهء مردم عادى و طبقات پايين برترى داشت .
بردگى نيز در سرزمين روم رايج بود تا آنجا كه حتّى به هر كسى اجازه داده مىشد چنانچه فردى از هر ملّت ديگر غير رومى را ببيند ، او را به اسارت خود در آورد . در جامعهء روميان ، در همه روابط ميان انسانها ، حكومت از آن قويتران بود و اين سرزمين ، جنگلى بود كه قويتر ضعيفتر را از هم مىدريد .
قوانين و احكام جامعهء اسلامى نيز همسان با مقتضيات همان سيستمهاى تنفّر انگيزى بود كه به تبعيض ميان مردم رسميّت مىبخشيد .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: حسين صابري
ص١٢١