تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
مكانها براى آن بود كه نامزد خاستگاه نبوّت و خاتم الانبياء باشد . چه ، اگر نبوّت با پدر پيامبران ابراهيم و فرزندش اسماعيل در اين سرزمين آغاز شده بود ، پايان نبوّت نيز در همين سرزمين و به وسيلهء مردى از فرزندان اسماعيل بايد صورت مىپذيرفت . بدين‌ترتيب ، مكّه مناسبترين مكان براى برخاستن دين تازه‌اى بود كه تا قيامت باقى خواهد ماند ، شهرى كه جايگاه تجمّع همه اعراب بود ، آنجا كه صلح و امنيّت سايه افكنده بود و تقدّسى در آنجا وجود داشت كه از موقعيّت اين سرزمين نشأت مىگرفت و دلها را پر مىكرد و بالاخره جايى كه دار النّدوه ، محفل مشورتى همهء اعراب در آنجا قرار داشت . اين نقطه مناسبترين زمين براى كاشتن نهالهاى دين و بارور ساختن آن و خوردن ثمراتش بود . اعراب نيز شايسته‌ترين مردم براى بردوش كشيدن بار سنگين دعوت به اين دين جديد و دفاع و پاسدارى از آن در مقابل سلطه و شوكت شاهان و سركشى جبّارانى بودند كه در اطراف سرزمين عرب و مناطق ماوراى آن به تهديد اين دين مىپرداختند . اين شايستگى بدان جهت بود كه اعراب اهل سرسختى و دليرى و رادمردى بودند . زبان ساكنان مكه يعنى قريش نيز شايسته‌ترين زبانها بود تا قرآن با آن زبان نازل شود ، همان كتابى كه همهء جهانيان را از آن عاجز ساخته بود و هنوز نيز عاجز است كه همانندى براى آن بياورند . بنابراين ، مكّه از نظر پاكى ، فرهنگ ، قدرتمندى و بردبارى مردم و بالاخره از نظر زبان شايستهء آن بود كه رسول خدا ( ص ) در آنجا مبعوث شود و « خداوند خود آگاه است كه رسالت خويش را در كجا قرار دهد » « 3 » .
هامش
( 3 ) - انعام / 124 .