تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
سالم بنا نشده بود و گاه فرزندى با مادر و خواهر خود ازدواج مىكرد و يا مردى دختر خويش را به همسرى مىگرفت و روابطى از اين نوع بر قرار بود كه در نتيجهء آن ، روح انسان ضعيف و بدينوسيله وى به مرتبه‌اى پايينتر از حيوان نزول داده مىشد . كيش مزدك نيز كه در اواخر حيات حكومت ايرانى ظهور يافت ، جامعهء ايران را از هم پاشيد و بر اساس اين آيين ، نسبهاى خانوادگى درهم آميخت و گم شد ، همهء اموال و داراييها بر همگان مباح دانسته شد تا آنجا كه حقوق افراد مورد بىاعتنايى قرار گرفت و به كار انداختن اموال براى كسب سود بيشتر متوقّف و يا روند آن كند و سست شد و بدين‌ترتيب ، آن‌كه به كار و تلاش مىپرداخت با آن‌كه به كنارى مىنشست در يك رديف قرار گرفت . در اين ميان اين امكان نيز وجود نداشت كه اين نظام پوسيده جايگزين نظام ديگرى برخاسته از سرزمين ايران شود ؛ چرا كه ، تجربهء آيينهاى پيشين از زرتشتى تا آيين مانى و مزدك ، در اصلاح وضعيّت كارگر نيفتاده و به سان دارويى بود كه درد جانكاه بدن را بيش از پيش در همهء جسم پخش مىكند و در نتيجه به صورت زمينه و اسبابى براى از هم‌پاشى هر چه زودتر در مىآيد . اين آيينها نيز چنين بود ؛ چه ، دين زرتشت به فرمانبرى از قدرتمندان فرا مىخواند و در نتيجه قدرتمندان آن‌گونه كه مىخواستند بر ضعيفان حكم مىراندند و نتيجه همان مىشد كه بود ، كيش مانى نيز به پايان دادن حيات آدميزادگان در روى زمين فرا مىخواند كه همين امر نيز كسرى را ناگزير از قتل او ساخت و بالاخره آيين مزدك نيز كه پس از آن آمد ، فساد را گسترش داد و در پى آن جامعهء ايران دچار فروپاشى كامل گرديد . بنابراين ، ناگزير ، هدايتى آسمانى مىبايست تا كارها در پرتو آن سامان گيرد و بدين‌ترتيب ، رسولى مىبايست كه از سرزمين عرب كه در مجاورت ايران قرار داشت برمىخاست . 47 - اگر فارس ، خراسان و ماوراء النهر را پشت سر بگذاريم ، با هند و چين