تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
مواجه خواهيم شد . اينجاست كه حيرت و اضطراب انديشه‌ها را خواهيم يافت و نيز جامعه‌اى را كه گرفتار اضطراب فكرى است . خواهيم ديد كه آيين برهمايى تحريف شده تا آنجا كه اين آيين كه زمانى آيين يگانه‌پرستى بود به صورت نوعى بت‌پرستى و برهما به صورت خدايى در آمده كه پيش روى مردم و در مقابل ديدگانشان ايستاده است . با آن‌كه برهما ، در اصل ، پيامبرى بود كه خداوند او را برانگيخته بود ، اما مردم او را خدايى مجسّم قرار داده و هر قسمت از پيكر او را منشأ خلقت موجوداتى قرار دادند : برخى از قسمت بالاى پيكر او ، برخى از بازويش ، برخى از زانوهايش و برخى از پاى او آفريده شدند . آنان همچنين ميان خلق و حضرت حق فاصله افكندند و پس از آن ، فرقه گرايى و طبقه‌بندى مردم ايشان را به تفرقه گرفتار ساخت و بدين‌ترتيب به جاى دوستى و محبت به همديگر ، به گريز از يكديگر و آشتى ناپذيرى با هم دل خوش كردند و در نتيجه ، اراده و حاكميت آنان چندين پاره شد تا آنجا كه به صورت هدف و مطمعى براى ارادهء ديگران و مقصدى براى برآوردن مقاصد غير خود در آمدند . توهّمات در همهء زمينه‌ها بر آنان سايه گسترد تا آنجا كه در مورد يكى از رجال دينى خود به اين توهّم رسيدند كه وى خدايا پسر خداست و بدين‌ترتيب ، صفاتى را به او دادند كه هيچ انسان عاديى داراى چنان صفاتى نيست . آنان ، همچنين ، مدّعى شدند كه مسيحيان از ايشان پيروى كردند و امورى را ادعا كردند كه مسيحيان از ايشان گرفته‌اند . هنگامى نيز كه برخى از افراد به اصلاح آنان روى آوردند ، متحيّر ماندند كه از چه راهى ممكن است به اصلاح آنان پرداخت ، چرا كه شناخت راه ورود به مسأله و خروج از آن در كار تهذيب دينى ، تنها از طريق يك دين ممكن است ، اما آنجا هيچ دينى نبود كه ارشاد كند و هيچ پيامبر مبعوثى نبود كه به حكمت و به راه راست فراخواند . بنابراين ، اين مصلحان تنها به همان امورى بسنده كردند كه قابل ادراك حسّى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 124 | حسين صابري / محمد أبو زهرة